سهگانه « 1 » و مباحث ديگرى كه اصولى نمىتواند از آنها غافل بوده و آنها را مهمل بگذارد . و اين موارد ، امور كمى نيستند هرچند از مسائل اصولى نمىباشند به همين دليل مىبينيد كه مهمترين مسائل ما در اين بحث ، همين مسائلى است كه ذكر شد و بحث از اصل ملازمه ، بحث حاشيهاى بوده و آخرين چيزى است كه ذهن اصولى را مشغول مىكند .
بنابراين ، ما نيز به تبعيّت از روش آنان ، مقدّماتى را در قالب امور نهگانه قبل از بحث از اصل مسئله مطرح مىكنيم .
180 - امر اوّل از امور نهگانه در چه موردى بوده و تعريف و بيان مصنّف در اين خصوص چيست ؟ ( 1 - الواجب النّفسيّ و . . . وجب لواجب آخر )
ج : مىفرمايد : دربارهء واجب نفسى و غيرى بوده چنان كه در جزء اوّل از كتاب ، معناى اين دو گذشت . در اينجا موضع نياز به آن دو مىباشد . چرا كه وجوب غيرى همان وجوب مقدّمه بوده بنا بر قول به وجوبش ، بنابراين بايد آنها را توضيح داد و در تعريفشان گفت :
واجب نفسى ، واجبى است كه براى خودش واجب شده نه براى واجب ديگرى . « 2 »
واجب غيرى ، واجبى است كه واجب شده براى واجب ديگرى . « 3 »
181 - نظر مصنّف نسبت به اين و تعريف چه بوده و چه اشكال يا توهّمى در ابتدا از اين دو تعريف به ذهن خطور مىكند ؟ ( و هذان التّعريفان . . . علّة لنفسه ؟ )
ج : مىفرمايد : اين دو تعريف از محكمترين و دقيقترين تعريفات براى اين دو بوده « 4 » ولى
هامش
( 1 ) - يعنى بعضى از مقدّمات واجب بر خلاف ساير مقدّمات كه وجوبشان ، توصّلى مىباشد ولى وجوب اين مقدّمات ، تعبّدى مىباشد . مثل وضوء ، غسل و تيمّم .
( 2 ) - مثل وجوب نماز كه وجوبش به خاطر خودش بوده و نه براى واجب ديگرى .
( 3 ) - مثل وجوب وضوء كه وجوبش به خاطر نماز مىباشد نه به خاطر خودش .
( 4 ) - در « اجود التّقريرات 1 / 242 » اين تعريف را نسبت به مشهور داده است ، چنان كه در « كفاية الاصول 1 / 171 » و « فوائد الاصول 1 / 219 » و « مطارح الانظار / 66 » و « الفصول الغرويّة / 80 » تعاريف ديگرى براى اين دو شده است .