تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 338

مساهمون:

ص٣٣٨
( اصل ) عقل ، و متضمّن نيست ( اصل عقلى ) جعل شدن حكم ظاهرى را از شارع ، همچون احتياط و قاعدهء تخيير و برائت عقلى كه مرجع اين‌ها ( احتياط ، قاعدهء تخيير ، برائت عقلى ) به حكم عقل است به نفى كردن عقاب بدون بيان ، پس اين‌ها ( احتياط ، قاعدهء تخيير ، برائت عقلى ) مضمونى نيست براى اين‌ها ( احتياط ، قاعدهء تخيير ، برائت عقلى ) مگر رفع كردن عقاب ، نه جعل كردن حكمى به اباحه از شارع . 2 - اصل شرعى : و آن ( اصل شرعى ) مجعول از جانب شارع است در مقام شكّ و سرگردانى ، پس متضمّن است ( اصل شرعى ) حكم ظاهرى را ، همچون استصحاب و برائت شرعيّه‌اى كه مرجع آنها ( اصالة الاستصحاب و برائت شرعى ) به حكم شارع است به اباحه ، و مثل اين‌ها ( اصول يادشده ) است اصالة الطّهارة و حلّيّت . وقتى دانستى اين ( دو قسم بودن اصل و اينكه عمل به اصل براى رفع سرگردانى در مقام عمل مىباشد ) را پس مىگوييم : اوّلا : همانا بحث اجزاء متصوّر نمىباشد ( بحث اجزاء ) در قاعدهء احتياط مطلقا ، اعمّ از اينكه باشد ( قاعدهء احتياط ) عقلى يا شرعى ، زيرا همانا مفروض در احتياط ، آن ( مفروض ) عمل كردن به چيزى ( تكليفى ) است كه محقّق مىكند ( تكليف ) امتثال كردن تكليف واقعى را ، پس تصوّر نمىشود در آن ( احتياط ) تفويت مصلحت . و ثانيا : همچون اين ( احتياط ) متصوّر نمىشود بحث اجزاء در اصول عقليّهء ديگر ، همچون برائت و قاعدهء تخيير ، زيرا همانا اين‌ها ( اصول عقليّه ديگر ) - به حسب فرض - متضمّن نيستند ( اصول عقليّهء ديگر ) حكم ظاهرى را ، تا آنكه متصوّر شود در آنها ( اصول عقليّه ديگر ) اجزاء و اكتفاء كردن به مأتىّ به از واقع ، بلكه مضمون آنها ( اصول عقليّهء ديگر ) آن ( مضمون آنها ) سقوط عقاب و معذور بودن صرف است . بنابراين ( بيان ) ، پس منحصر مىشود بحث ( بحث اجزاء ) در خصوص اصول شرعيّه به