تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 316

مساهمون:

ص٣١٦
احكامى است ثابت در واقع كه مشترك هستند در آنها ( احكام ) عالم و جاهل ، يعنى همانا جاهل ، مكلّف است به آنها ( احكام ثابت در واقع ) همچون عالم ، نهايت امر ، آن است كه همانا آنها ( احكام ثابت در واقع ) غير منجّز هستند بالفعل به نسبت به جاهل قاصر ، زمن جاهل بودنش ( جاهل قاصر ) و همانا مىباشد ( جاهل قاصر ) معذور در مخالفت كردن اگر اتّفاق افتاده باشد ( مخالفت كردن ) به واسطهء تبعيّت كردن اماره ، زيرا نمىباشد اماره نزد ايشان ( اماميّه ) مگر طريق محض براى تحصيل كردن واقع . و با انكشاف و خطا ، باقى نمىماند مجالى براى عذر ، بلكه متنجّز مىشود واقع در اين هنگام ( انكشاف خطا ) در حقّ او ( جاهل قاصر ) بدون اينكه باشد ( جاهل قاصر ) اينكه آورده باشد ( جاهل قاصر ) چيزى ( عملى ) را كه بنشيند ( عمل ) جاى آن ( واقع ) و بىنياز كند ( عمل ) از آن ( واقع ) . و صحيح نيست قول به اجزاء مگر وقتى بگوييم : همانا با قيام اماره بر وجوب شىء ، حادث مىشود در آن ( شىء ) مصلحت ملزمه‌اى بر اينكه باشد اين مصلحت ( مصلحت حادث شده ) وافى به مصلحت واقع كه تدارك شود به واسطهء آن ( مصلحت حادث‌شده ) مصلحت واجب واقعى ، پس مىباشد اماره ، اخذشده بر نحو موضوعيّت داشتن براى حكم ، به دليل ضرورى بودن اينكه همانا با اين فرض ( حادث شدن مصلحت ) مىباشد آنچه ( عملى ) كه آورده است ( مكلّف ) به آن ( عمل ) برطبق اماره ، مجزى از واقع ، زيرا همانا او ( مكلّف ) هرآينه آورده است ( مكلّف ) به آنچه ( عملى ) كه مىنشيند ( عمل آورده‌شده ) جاى آن ( واقع ) و بىنياز مىكند ( عمل آورده‌شده ) از آن ( واقع ) در تحصيل كردن مصلحت واقع . ولى اين ( اخذ اماره به نحو موضوعيّت داشتن براى حكم حدوث مصلحت به سبب قيام اماره ) معنايش تصويب منسوب به معتزله است . يعنى همانا احكام خداوند متعال ، تابع براى آراى مجتهدين است و اگرچه مىباشد براى او ( خداوند متعال ) احكام واقعى