يا نشستن را نداشته و يا نماز شخصى كه در حال غرق شدن مىباشد .
ثانيا : شكّى نيست كه اضطرار ، موجب مىشود تا فعليّت تكليف مرتفع شود . « 1 » زيرا خداوند تكاليف را برابر توان مكلّفين قرار داده است . « 2 » و در حديث نبوى مشهور نيز وارد شده است : « 3 » « رفع عن امّتى ما اضطرّوا اليه » هرچه كه امّت من به آن مضطر شوند ، مرفوع و برداشته شده است . « 4 »
131 - توضيح ديگر مصنّف در خصوص امر اضطرارى چيست ؟
( غير انّ الشّارع . . . فى حال الحرج فى امتثاله )
ج : مىفرمايد : ثالثا : امّا شارع مقدّس به دليل اهميّت و عنايت داشتن به بعضى از عبادات ،
هامش
( 1 ) - مثلا خوردن گوشت ميته حرام است ولى در حالت اضطرار اين حرمت در حقّ شخص مضطرّ از فعليّت مىافتد . و يا وجوب روزه در حالت ضرر داشتن آن براى مكلّف از فعليّت مىافتد . خلاصه آنكه عناوين ثانويه مثل اضطرار ، ضرر و عسر و حرج ، حدّ و مرز فعلى بودن تكليف و تعلّق آن به مكلّفين مىباشد . به عبارت ديگر ، تكاليف شرعيّه نسبت به مكلّفين فعليّت پيدا مىكند تا وقتى كه اضطرار ، ضرر يا عسر و حرج در كار نباشد و گرنه حرمت يا وجوب هر تكليفى در صورت عارض شدن يكى از اين حالات از فعليّت مىافتد .
( 2 ) - يعنى حدّ و مرز بودن عناوين ثانويه مثل اضطرار ، عسر و حرج و يا ضرر براى تكليف ، يك امر عقلايى مىباشد . زيرا وجوب تكاليف در اين حالات ، تكليف خارج از وسع مكلّف و امرى قبيح بوده كه صدورش از خداوند حكيم محال است .
( 3 ) - يعنى علاوه بر دليل عقلى بر حد و مرز بودن اضطرار ، عسر و حرج و يا ضرر ، در ادلّهء نقلى نيز وارد شده است .
( 4 ) - حديث رفع با تعابير مختلفى در منابع روائى آمده است . به گونهاى كه در بعضى نقلها آمده است « رفع عن امّتى اربع . . . » و يا مستقيما آمده است : « رفع عن امّتى الخطاء و النّسيان الخ » چنان كه در « اصول كافى 2 / 462 ، 495 » آمده است . و در بعضى منابع روايى آمده است : « رفع عن امّتى تسعة :
الخطاء و النّسيان و ما اكرهوا عليه و ما لا يعلمون و ما لا يطيقون و ما اضطرّوا اليه و الحسد و الطّيرة و التّفكّر فى الوسوسة فى الخلق ما لم ينطق بشفة » چنان كه در « الخصال / 417 » آمده است .