حاصل شدن تمكّن از اداء كردن كامل در وقت يا خارج آن ( وقت ) . و شكّى نيست در اينكه همانا عقل نمىبيند ( عقل ) اشكالى به امر كردن به فعل دوباره بعد از زايل شدن ضرورت ، براى تحصيل كردن كاملى كه هرآينه فوت شده است ( كامل ) از او ( مكلّف ) ، بلكه گاهى الزام مىكند عقل به اين ( تحصيل كامل ) وقتى باشد در كامل ، مصلحت ملزمهاى كه استيفاء نمىكند به آن ( مصلحت ملزمه ) ناقص و نمىنشيند ( ناقص ) جاى كامل در تحصيل آن ( مصلحت ملزمه ) .
و مقصودى كه مىخواهيم اينكه بگوييم آن ( مقصود ) را با صريح عبارت ، آن است كه « همانا اتيان به ناقص نيست ( اتيان به ناقص ) در نظر اوّل از آنچه ( امورى ) كه اقتضاء مىكند ( اين امور ) عقلا ، اجزاء از كامل را » .
نكات دستورى و توضيح واژگان
المقام الاوّل الامر الاضطرارىّ : كلمهء « المقام » مبتدا و كلمهء « الاوّل » صفتش بوده و كلمهء « الامر » خبر و كلمهء « الاضطرارى » صفتش مىباشد .
لا تحصى تختصّ . . . فى امتثالها . . . و غسلها : ضمير نايب فاعلى در « تحصى » و ضمير در « تختص » به اوامر برگشته و هر دو جمله ، صفت براى « اوامر » بوده و ضمير در « امتثالها » به اوامر اوّليه و ضمير در « غسلها » به جبيره برمىگردد .
ترتفع به . . . لا يكلّف نفسا الّا وسعها : ضمير در « به » به اضطرار و ضمير در « لا يكلّف » به خداوند متعال و در « وسعها » به نفس كه مقصود مكلّف بوده برمىگردد .
لا تترك به حال امر عباده بالاستعاضة : ضمير نايب فاعلى در « لا تترك » به نماز و در « امر » و « عباده » به شارع مقدّس برگشته و كلمهء « الاستعاضة » به معناى عوض آوردن مىباشد .
عمّا اضطرّوا الى تركه . . . عنه فامر الخ : ضمير نايب فاعلى در « اضطرّوا » به « عباده » و ضمير در « تركه » به مأمور به و در « عنه » به مأمور به ترك شده و ضمير در « امر » به شارع برمىگردد .