تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 282

مساهمون:

ص٢٨٢
ترجمه :

مقام اوّل ، امر اضطرارى است

وارد شده است در شريعت مطهره ، اوامرى كه به شمارش نمىآيند ( اوامر ) ، اختصاص دارند ( اوامر ) به حال ضرورت و متعذّر بودن امتثال اوامر اوّليه يا [ اختصاص دارند ] به حال حرج در امتثال آنها ( اوامر اوّليه ) ، مثل تيمّم و وضوى جبيره و غسل آن ( جبيره ) و نماز عاجز از ايستادن يا نشستن و نماز غريق . و شكّى نيست در اينكه همانا اضطرار ، مرتفع مىشود با آن ( اضطرار ) فعليّت داشتن تكليف ، زيرا همانا خداوند متعال تكليف نمىكند ( خداوند ) نفسى را مگر توانش ( نفس ) را . و هرآينه وارد شده است در حديث نبوى مشهور صحيح : « رفع شده است از امّت من هرآنچه را كه مضطر به آن شوند » ، مگر آنكه همانا شارع مقدّس - به دليل اشتياق داشتن بر بعضى از عبادات ، خصوصا نمازى كه ترك نمىشود ( نماز ) به حالى - امر كرده است ( شارع مقدّس ) بندگانش ( شارع ) را به عوض آوردن از آنچه ( مأمور به ) كه مضطر شده‌اند ( بندگان ) به ترك آن ( مأمور به ) با اتيان به بدل از آن ( مأمور به ترك شده ) ، پس امر كرده است ( شارع مقدّس ) - مثلا - به تيمّم بدل از وضوء يا غسل ، و هرآينه آمده است در حديث : « كفايت مىكند تو را ده سال » و امر كرده است ( شارع مقدّس ) به مسح كردن بر جبيره ، بدل از شستن پوست عضو در وضوء و غسل . و امر كرده است ( شارع مقدّس ) به نماز از جلوس ( نشسته ) بدل نماز از قيام ( ايستاده ) . . . و همين‌طور در آنچه كه شمارش نمىشود از اوامر واردشده در حال اضطرار مكلّف و عجزش ( مكلّف ) از امتثال كردن امر اوّلى اختيارى ، يا در حال حرج در امتثال كردن آن ( امر اوّلى اختيارى ) . و شكّى نيست در اينكه همانا اين اوامر اضطرارى ، آنها ( اوامر اضطرارى ) اوامر واقعى حقيقى داراى مصالحى كه ملزمه بوده هستند همچون اوامر اوّليه ، و ناميده مىشوند ( اوامر اضطرارى ) اوامر ثانويّه ، به دليل آگاهانيدن بر اينكه همانا اين‌ها ( اوامر ثانويّه )