تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 268

مساهمون:

ص٢٦٨
در خارج آن ( وقت ) . و براى اين ( كفايت كردن و مجزى بودن ) منعقد شده است اين مسئله ، مسألهء اجزاء . و حقيقت اين ( مسألهء اجزاء ) آن ( حقيقت ) بحث از ثبوت ملازمه است - عقلا - بين اتيان كردن به مأمور به با امر اضطرارى يا ظاهرى ، و بين مجزى بودن و اكتفاء كردن به آن ( اتيان مأمور به با امر اضطرارى يا ظاهرى ) از امتثال امر اوّلى اختيارى واقعى . و هرآينه تعبير كرده‌اند بعضى از علماى اصول متأخّر ، از اين مسئله به قولشان ( بعض ) : « آيا اتيان كردن مأمور به بر وجهش ( مأمور به ) اقتضاء مىكند ( اتيان ) اجزاء يا اقتضاء نمىكند ( اتيان ) ؟ » و مراد از اقتضاء در كلامشان ( بعض ) اقتضاء به معناى علّيّت و تأثير است ، يعنى همانا آيا لازم مىآيد - عقلا - از اتيان مأمور به ، سقوط تكليف شرعا اداء و قضاء ؟ و از اينجا ( لازمهء عقلى بودن يا نبودن ) داخل مىشود اين مسئله ( مسئلهء اجزاء ) در باب ملازمات عقليّه بنا بر آنچه ( بيانى ) كه تحرير كرديم بخت را در صدر اين مقصد از مراد به ملازمهء عقليّه . و وجهى نيست براى قرار دادن اين ( مسئلهء اجزاء ) در باب مباحث الفاظ ، زيرا همانا اين ( اجزاء ) نيست ( اجزاء ) از شئون دلالت لفظيّه . و بر ماست اينكه منعقد كنيم بحث را در دو مقام : اوّل : در مجزى بودن مأمور به با امر اضطرارى . دوّم : در مجزى بودن مأمور به با امر ظاهرى .

نكات دستورى و توضيح واژگان

الباب الثّانى غير المستقلّات العقليّة : كلمهء « الباب » مبتدا و كلمهء « الثّانى » صفتش بوده و كلمهء « غير » خبر و اضافه به « المستقلّات » شده و كلمهء « العقليّة » صفت براى « المستقلّات » مىباشد . تمهيد : يعنى « هذا تمهيد » . سبق ان قلنا انّ المراد . . . هو ما لم يستقلّ به العقل وحده الخ : ضمير « هو » به مراد و