من باب مباحث الالفاظ ، لانّ ذلك ليس من شئون الدّلالة اللّفظيّة .
و علينا ان نعقد البحث في مقامين : الاوّل : في اجزاء المأمور به بالامر الاضطرارىّ . الثّاني : في اجزاء المأمور به بالامر الظّاهرىّ .
ترجمه :
باب دوّم ، غير مستقلّات عقليّه است
مقدّمه
: گذشت اينكه گفتيم : همانا مراد از « غير مستقلّات عقليّه » آن ( مراد ) چيزى ( حكمى ) است كه مستقلّ نيست عقل به آن ( حكم ) به تنهايى در رسيدن به نتيجه ، بلكه كمك مىگيرد ( عقل ) به واسطهء حكم شرعى در يكى از دو مقدّمه قياس و آن ( يكى از دو مقدّمه ) صغرى است . و مقدّمه ديگر - و آن ( مقدّمه ديگر ) كه كبرى است - حكم عقلى است كه آن ( حكم عقلى ) عبارت است از حكم كردن عقل به ملازمه عقلا بين حكم در مقدّمهء اوّل و بين حكم شرعى ديگر . مثال آن ( غير مستقلّات عقليّه ) حكم عقل است به ملازمه بين وجوب ذى المقدّمه شرعا و بين وجوب مقدّمه شرعا . و اين ملازمهء عقليّه برايش ( ملازمهء عقليّه ) تعدادى موارد است كه واقع شده است در آنها ( موارد ) بحث و گشتهاند ( موارد ) موضع براى نزاع . و ما ذكركننده هستيم در اينجا ( باب دوّم ) مهمترين اين مواضع را در مسائلى :
مسألهء اوّل ، اجزاء است
تصدير : شكّى نيست در اينكه همانا مكلّف وقتى بياورد ( مكلّف ) به آنچه ( مكلّف به ) را كه امر كرده است به آن ( مكلّف به ) مولايش ( مكلّف ) بر وجه مطلوب - يعنى بياورد ( مكلّف ) به مطلوب برطبق آنچه كه امر كرده است ( مولى ) به آن ( مطلوب ) درحالىكه جامع است ( مطلوب ) همهء آنچه را كه آن معتبر است در اين ( مطلوب ) از اجزاء و شرائط ، [ باشد اجزاء و شرائط ] شرعيّه يا عقليّه - پس همانا اين فعل از او ( مكلّف ) اعتبار مىشود