111 - نظرات در ارشادى و مولوى بودن خطابات شارع در مورد حكم مستقلّ عقلى چه بوده و نظر مصنّف چيست ؟ ( لقد وقع الخلاف . . . لحكم العقل لا تأسيسا )
ج : مىفرمايد : مورد اختلاف بوده و گروهى معتقدند ؛ اينگونه خطابات شارع نيز همانند ساير خطاباتش ، خطاب مولوى بوده « 1 » و گروهى ديگر معتقدند ؛ خطاب ارشادى و ارشاد به حكم عقل مىباشد .
مصنّف مىفرمايد : حقّ ، آن است كه اوامر ارشادى باشند . زيرا فرض بر اين است كه حكم عقل براى انبعاث مكلّف و ايجاد انگيزه براى او جهت انجام عمل حسن ، كافى بوده و نيازى به خطاب مجدّد شارع نيست . بلكه بايد گفت ؛ چنين خطابى عبث و لغو و بلكه مستحيل است . زيرا تحصيل حاصل است . بنابراين ، وقتى خطاب مجدّد شارع ، مستحيل باشد ، حال اگر خطابى از شارع در موارد مستقلّات عقليّه وارد شود ، خطاب ارشادى و تاكيدى بوده و خطاب مولوى و تأسيسى نمىباشد . « 2 »
هامش
( 1 ) - اگر قائل به ادراك عقل در حسن و قبح نشد و يا قائل به ادراك عقل بود ولى قائل به ملازمه نشد ، شكّى نيست كه چنين اوامرى در نظر اين قائلين مثل اشاعره و اخباريون و اصوليّونى كه قائل به ملازمه نبودند مثل صاحب فصول ، اوامر مولى و شرعى مىباشند .
( 2 ) - اوامر مولى به داعى و انگيزهء انبعاث و تحريك عبد براى امتثال و انجام مأمور به مىباشد . حال وقتى عقل در موردى حكم مستقلّ دارد و از طرفى قائل به ملازمه باشيم معنايش آن است كه حكم عقل موجب و محرّك براى انبعاث عبد نسبت به انجام مأمور به بوده و عبد مىداند كه حكم عقل ، حكم شارع است . بنابراين ، امر مولى نمىتواند مولوى باشد . زيرا امر مولوى براى ايجاد انگيزه در عبد و انبعاث او بود كه حكم عقل آن را ايجاد كرده است . بنابراين ، امر مولوى مولى ، كارى عبث و لغو بوده كه لغو و عبث در مورد خداوند حكيم محال بوده و امتناع وقوعى دارد اگرچه ذاتا انجامش محال نيست .
علاوه آنكه تحصيل حاصل است كه امتناع ذاتى دارد . يعنى متعلّق قدرت قرار نمىگيرد . تحصيل حاصل است زيرا انبعاث و تحريك عبد با حكم عقل حاصل شده و امر مولى ، امر به چيزى است كه -