تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 220

مساهمون:

ص٢٢٠
حكم شرعى ثابت‌شده از طريق عقل است ، و مرجع اين ( انكار ) به انكار حجّيّت عقل است . و به زودى مىآيد بحث از اين ( حجّيّت عقل ) در جزء سوّم از اين كتاب ، در « مباحث حجّت » . و بنابراين ( تفسير به يكى از وجوه سه‌گانه ) ، پس اگر اراده كنند ( اخباريّون ) تفسير اوّل را بعد از اعتراف به ثبوت حسن و قبح عقلى ، پس اين ( تفسير اوّل ) كلامى است كه معنايى نيست براى آن ( كلام ) ، زيرا همانا گذشت ؛ همانا واقعيّتى نيست براى حسن و قبح به معناى مورد نزاع در آن ( معنا ) با اشاعره - و آن ( معناى مورد نزاع ) معناى سوّم است - مگر ادراك عقلاء براى اين ( حسن و قبح ) و و تطابق آراى ايشان ( عقلاء ) بر مدح فاعل حسن و ذمّ فاعل قبيح بنا بر آنچه ( بيانى ) كه روشن كرديم آن ( بيان ) را در آنچه ( مطالبى ) كه گذشت ( مطالب ) . و وقتى اعتراف كنند ( اخباريّون ) به ثبوت حسن و قبح به اين معنا ( ادراك عقلاء بر مدح و ذمّ فاعل حسن و قبيح ) ، پس اين ( اعتراف ) اعتراف است به ادراك عقل ، و معنايى نيست براى تفكيك كردن بين ثبوت حسن و قبح و بين ادراك عقل براى اين دو ( حسن و قبح ) مگر آنكه وقتى جايز باشد تفكيك كردن شىء از خودش ( شىء ) . آرى ، وقتى تفسير كنند ( اخباريّون ) حسن و قبح را به دو معناى اوّل ، جايز است اين تفكيك ( تفكيك بين ثبوت حسن و قبح با ادراك عقل ) ولى همانا اين دو ( دو معناى اوّلى ) نيستند ( دو معناى اوّلى ) موضع نزاع نزد ايشان ( اخباريّون ) . و اين امر ( جايز نبودن تفكيك ) روشن است ، احتياج ندارد ( اين امر ) به بيشتر از اين بيان بعد از آنچه ( بيانى ) كه تقديم كرديم آن ( بيان ) را در مبحث اوّل .

نكات دستورى و توضيح واژگان

المبحث الثّانى ادراك العقل الخ : كلمهء « المبحث » مبتدا و موصوف و كلمهء « الثّانى » صفت بوده و كلمهء « ادراك » خبر و اضافهء به « العقل » شده و جار و مجرور « للحسن » متعلّق