تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 215

مساهمون:

ص٢١٥
حسن شدن مأمور به و قبيح شدن منهى عنه لازم باشد كه شارع علاوه بر امر و نهى ، فاعل مأمور به را مدح و فاعل منهى عنه را مذمّت كند و حال آنكه نيازى به مدح فاعل مأمور به و مذمّت كردن فاعل منهى عنه از طرف شارع نيست بلكه به مجرّد امر شارع ، مأمور به ، حسن شده و به مجرّد نهى او ، منهى عنه ، قبيح مىشود كه وجدانا نيز امر و نهى وجود دارد . بنابراين ، نياز به مدح و ذمّ شارع پس از امر و نهىاش نبوده تا شما چنين ملازمه‌اى را مطرح كنيد . « 1 » 96 - نظر مصنّف به تصويرى كه از استدلال عدليّه شده و جواب اشاعره چيست ؟ ( و هذا الكلام فى الحقيقة . . . فى الحسن و القبح ) ج : مىفرمايد : هم دليل عدليّه در اين تصوير و هم جواب اشاعره ، عين مدّعايشان مىباشد . به عبارت ديگر ، كلامشان برمىگردد به اصل نزاع در معناى حسن و قبح . زيرا مستدلّ ( عدليّه ) مىگويد ، بايد مدح و ذمّ عقلى داشت تا مأمور به متّصف به حسن و منهى عنه متّصف به قبح شود . جواب‌دهنده ( اشاعره ) نيز مىگويد ؛ مدح و ذمّ ، عقلى نيست و وجوب عقلى ندارد ، بلكه به مجرّد امر و نهى شارع ، حسن و قبح نيز مىآيد و لازم نيست كه مدح و ذمّ و وعدهء ثواب و عقاب نيز به دنبالش بيايد . « 2 »
هامش
( 1 ) - يعنى در حسن و قبيح شدن فعلى مثلا راست گفتن و دروغ گفتن ، تعلّق امر و نهى شارع ، كافى است . يعنى وقتى شارع فرمود : « كن صادقا و لا تكن كاذبا » صرف همين امر و نهى ، موجب حسن شدن صدق و قبيح شدن كذب مىشود و نيازى ندارد كه ثواب و عقابى به دنبالش باشد تا مأمور به ، حسن و منهى عنه ، قبيح شود تا بعد گفته شود مدرك اين معنا ، عقل بوده و در نتيجه ، حسن و قبح شرعى متوقّف بر حسن و قبح عقلى شود . بلكه مجرّد امر و نهى شارع ، موجب حسن و قبح عمل مىشود . ( 2 ) - يعنى مستدلّ يك ادعا كرد مبنى بر اينكه علاوه بر امر و نهى شارع بايد مدح و ذمّ و وعدهء ثواب و عقاب شارع نيز باشد تا فعل ، متّصف به حسن و قبح شود و مجيب ادّعاء مىگويد ؛ صرف امر و نهى شارع براى اتّصاف فعل به حسن و قبح كافى بوده و نياز به وعدهء ثواب و عقاب دادن نيست ، چه ثوابى باشد يا نباشد و چه عقابى باشد يا نباشد ، مجرّد امر و نهى شارع موجب حسن و قبح مىشود . بنابراين ، -
نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 215 | حسن سيد اشرفى