تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 209

مساهمون:

ص٢٠٩
« يذمّ » كه عطف به « يمدح » بوده به شارع برگشته و عبارت « ان يمدح الخ » تأويل به مصدر رفته و فاعل براى « يجب » كه خبر براى « انّه » بوده و « انّ » با اسم و خبرش ، تأويل به مصدر رفته و مفعول براى « تعرف » مىباشد . الّا اذا كان ذلك . . . و هو المطلوب : مشار اليه « ذلك » مدح و ذمّ بود . و ضمير « هو » به توقّف داشتن حسن و قبح مأمور به و منهى عنه بر عقل برمىگردد . ثم لو ثبت انّ الشّارع مدح . . . و ذمّ الخ : ضمير در « مدح » و « ذمّ » به فاعل برگشته و عبارت « انّ » با اسمش كه كلمهء « الشّارع » بوده و خبرش ، جملهء « مدح الخ » تأويل به مصدر رفته و فاعل براى « ثبت » كه فعل شرط مىباشد بوده و جواب شرط ، جملهء « فمن اين نعرف الخ » مىباشد . و المفروض انّ مدح الشّارع ثوابه و ذمّه عقابه : ضمير در « ثوابه » و « ذمّه » و « عقابه » به شارع برگشته و كلمهء « مدح » اسم براى « انّ » و اضافه به بعدش شده و كلمهء ثواب خبر براى « انّ » و اضافه به ضمير شده و كلمهء « ذمّه » عطف به « مدح » و كلمهء « عقابه » عطف به « ثوابه » بوده و « انّ » با اسم و خبرش ، تأويل به مفرد رفته و خبر براى « المفروض » كه مبتدا بوده مىباشد . فمن اين تعرف انّه صادق فى مدحه و ذمّه : ضمير در « انّه » و « مدحه » و « ذمّه » به شارع برگشته و اين عبارت ، جواب براى « لو » شرطيّه مىباشد . يستحيل عليه : ضمير در « يستحيل » به قبيح و ضمير در « عليه » به شارع برگشته و اين جمله ، صفت براى « قبيح » مىباشد . على ثبوتها عقلا فلو لم يكن لهما . . . فلا ثبوت لهما شرعا : تمامى ضمائر تثنيه به حسن و قبح برمىگردد . بانّه يكفى . . . ان يتعلّق به الامر : ضمير در « بانّه » به معناى شأن بوده و ضمير در « به » به شىء برگشته و عبارت « ان يتعلّق الخ » تأويل به مصدر رفته و فاعل براى « يكفى »