تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 172

مساهمون:

ص١٧٢
مىباشد ( فعل ) داخل در تحت عنوان حسن يا قبيح ، آيا نمىبينى تعظيم دوست - اگر خودش باشد و خودش ( تعظيم دوست ) - داخل مىشود ( تعظيم دوست ) در تحت عنوان عدلى كه آن ( عدل ) حسن است به‌خودىخود ، يعنى با اين اعتبار ( عدل بودن ) مىباشد براى آن ( تعظيم دوست ) مصلحت نوعى عامّ ، امّا اگر باشد ( تعظيم دوست ) سبب براى هلاك شدن جان محترمى ، مىباشد ( تعظيم دوست ) قبيح ، زيرا همانا اين ( تعظيم دوست ) داخل مىشود ( تعظيم دوست ) در اين هنگام ( سبب هلاك شدن نفس محترمى ) به لحاظ آنكه اين ( تعظيم دوست ) تعظيم دوست است در تحت عنوان ظلم و حال آنكه خارج نمىشود ( تعظيم دوست ) از عنوان بودنش ( تعظيم دوست ) تعظيم براى دوست . و همچنين گفته مىشود در تحقير كردن دوست ، پس همانا اين ( تحقير دوست ) - اگر خودش باشد و خودش ( تحقير دوست ) - داخل مىشود ( تحقير دوست ) در تحت عنوان ظلمى كه قبيح است به‌خودىخودش ( ظلم ) ، يعنى با اين اعتبار ( ظلم بودن ) مىباشد براى آن ( تحقير دوست ) مفسدهء نوعى عامّ ، پس اگر باشد ( تحقير دوست ) سبب براى نجات دادن جان محترمى ، مىباشد ( تحقير دوست ) حسن ، زيرا همانا اين ( تحقير دوست ) داخل مىشود ( تحقير دوست ) در اين هنگام ( سبب نجات دادن جان محترمى ) در تحت عنوان عدل ، و حال آنكه خارج نمىشود ( تحقير دوست ) از عنوان بودنش ( تحقير دوست ) تحقير براى دوست . و امّا عناوينى كه از قسم سوّم است ، پس نمىباشد ( عناوين ) به‌خودىخودشان ( عناوين ) اگر خودشان باشند و خودشان ( عناوين ) داخل در تحت عنوان حسن يا قبيح ، پس براى اين ( به‌خودىخود داخل در تحت عنوان حسن و قبيح نبوده ) نمىباشد براى آنها ( عناوين ) علّيّتى و نه اقتضايى . و بنابراين ( معناى عليّت و اقتضاء داشتن يا نداشتن براى حسن و قبح ) روشن مىشود معناى علّيّت و اقتضاء در اينجا ( بحث حسن و قبح عقلى ) ، پس همانا مراد از علّيّت ، آن