تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 130

مساهمون:

ص١٣٠
حسن و قبح به انگيزهء مصلحت شخصيّه . اين ادراك نمىباشد ( اين ادراك ) با قوّهء عقل ، زيرا همانا عقل ، شأنش ( عقل ) ادراك كردن امور كلّى است نه امور جزئى ، بلكه همانا مىباشد ادراك كردن امور جزئىّ با قوهء حسّ يا وهم يا خيال ، و اگرچه مىباشد مثل اين ادراك گاهى به دنبال دارد ( اين ادراك ) مدح يا ذمّ را براى فاعل اين ( ادراك ) ولى اين مدح يا ذمّ ، بايسته نيست اينكه ناميده مىشود ( مدح يا ذمّ ) عقلى ، بلكه گاهى ناميده مىشود ( مدح يا ذمّ ) - به تعبير جديد - عاطفى ، زيرا همانا سبب اين ( مدح يا ذمّ ) محكم كردن عاطفهء شخصى است و اشكالى نيست به اين تعبير . 2 - اينكه باشد ادراك براى امر كلّى ، پس حكم مىكند انسان به حسن فعل ، براى بودنش ( فعل ) كمال براى نفس ، همچون علم و شجاعت ، يا براى بودنش ( فعل ) در آن ( فعل ) مصلحت نوعى ، همچون مصلحت عدل براى حفظ نظام و بقاى نوع انسانى . پس اين ادراك همانا مىباشد ( اين ادراك ) با قوهء عقل به آن جهت كه آن ( عقل ) عقل است ، پس به دنبال دارد ( اين ادراك ) مدح را از همهء عقلاء . و همچنين در ادراك قبح شىء به اعتبار بودنش ( شىء ) نقص براى نفس همچون جهل ، يا براى بودنش ( شىء ) در آن ( شىء ) مفسدهء نوعى همچون ظلم ، پس درك مىكند عقل به جهت آنكه آن ( عقل ) عقل است ، اين ( قبح شىء ) را و به دنبال دارد ( ادراك عقل ) ذمّ را از همهء عقلاء . پس اين مدح و ذمّ وقتى تطابق كند برآن ( مدح يا ذمّ ) آراى عقلاء به اعتبار اين مصلحت يا مفسدهء نوعى ، يا به اعتبار آن كمال يا نقص نوعى ، پس همانا شمرده مىشود ( مدح يا ذمّ ) از احكام عقليّه‌اى كه آنها ( احكام عقليّه ) موضوع نزاع است . و اين ( موضع نزاع ) معناى حسن و قبح عقلى است كه آن ( معنا ) محلّ نفى و اثبات است . و ناميده مىشود اين احكام عقليّهء عامّه ، آراى محموده و تأديبات صلاحيّه . و اين‌ها ( آراء محموده و تأديبات صلاحيّه ) از قسم قضاياى مشهوراتى هستند كه آنها ( قضاياى مشهورات ) قسمى هستند مستقلّ در مقابل قضاياى ضروريّات . پس اين قضايا ( مشهورات ) شمرده نمىشوند از قسم