شرطين برمىگردد .
او الجامع بينهما : ضمير در « بينهما » به شرطين برگشته و كلمه « الجامع » عطف بر « احدهما » مىباشد .
كلّ منهما مصداقا له : ضمير در « منهما » به شرطين و در « له » به جامع برمىگردد .
و ذلك حينما يمكن فرض الجامع بينهما و لو كان عرفيّا : مشاراليه « ذلك » جامع بين دو شرط ، شرط بوده مىباشد و ضمير در « بينهما » به شرطين و در « كان » به جامع برمىگردد .
شرح ( پرسش و پاسخ )
493 - از لواحق بحث مفهوم شرط چيست ؟ ( و من لواحق . . . على نحوين )
ج : مىفرمايد : از لواحق « 1 » مبحث مفهوم شرط ، مسئله ورود دو جمله شرطيّه يا بيشتر از دو جمله شرطيّه بوده كه شرط در آنها متعدّد و مختلف ولى جزاء در آنها يكى باشد . و بر دو نحو نوع است .
494 - نحوهء اوّل از متعدّد بودن شرط و اتّحاد جزاء چگونه است ؟ ( 1 - ان يكون . . .
فقصّر )
ج : مىفرمايد : نحوهء اوّل آن است كه جزاء در اين موارد قابل تكرار نباشد . « 2 » مثل شكسته
هامش
( 1 ) - يعنى اين بحث وقتى مطرح مىشود كه قائل به مفهوم براى جمله شرطيّه شويم . ولى اگر جمله شرطيّه را داراى مفهوم ندانيم ، چنين بحثى پيش نخواهد آمد .
( 2 ) - چرا كه از خارج دليل داريم ؛ نماز به قصد امتثال و به عبارت ديگر نمازى كه مأمور به بوده در هريك از زمانهاى پنجگانه ، يكى بيشتر نمىباشد . مثلا نماز طهر ، يك نماز بيشتر نبوده و وقتى به قصر يا تمام خوانده شد ، خواندن دوباره آن اگر به قصد قربت باشد ، بدعت بوده و اگر بدون قصد امتثال و