تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 73

مساهمون:

ص٧٣
اين ( شرط ) مركّب از دو شرط . و هريك از اين دو ( شرط ) مىباشد ( هريك ) جزء سبب . و دو جمله مىباشند ( دو جمله ) در اين هنگام ( تقييدى كه ذكر شد ) همچون جملهء واحدى كه مقدّم آن ( جمله واحد ) مركّب از دو شرط است . به اينكه مىباشد مؤدّاى اين دو ( جملهء شرطيّه ) اين‌چنين : « وقتى مخفى شد اذان و ديوارها با هم ، پس شكسته بخوان » . و بسا مىباشد براى اين دو جمله با هم در اين هنگام ( هر دو جمله ، مثل جمله واحد باشند ) ، مفهوم واحدى . و اين ( مفهوم واحد ) منتفى بودن جزاء به هنگام منتفى بودن دو شرط است با هم ، يا يكى از اين دو ( شرط ) همان‌طورىكه اگر بودند ( اين دو جمله ) جمله واحدى . وجه دوّم : اينكه مقيّد كنيم اين دو ( شرطيّه ) را از ناحيه ظهور اين دو ( شرطيّه ) در انحصار . اين ظهور ناشى از اطلاقى كه مقابل تقييد است با « او » . و در اين هنگام ( تقييد با او ) مىباشد شرط ، يكى از اين دو ( شرط ) بنا بر بدليّت يا جامع بين اين دو ( شرطيّه ) بنا بر اينكه مىباشد هريك از اين دو ( شرط ) مصداق براى آن ( جامع ) و اين ( جامع ، شرط باشد ) وقتى است كه ممكن باشد فرض كردن جامع بين اين دو ( شرط ) و هرچند باشد ( جامع ) عرفى .

نكات دستورى و توضيح واژگان

او اكثر : كلمه « اكثر » عطف بر « جملتان » و فاعل « وردت » مىباشد . يعنى « او اذا وردت اكثر من الجملتين » . و قد تعدّد الشّرط فيهما : ضمير در « فيهما » به « جملتان شرطيّتان » برمىگردد . و هذا يقع على نحوين : ضمير در « يقع » به « هذا » كه مشاراليه‌اش متعدّد بودن شرط و اتّحاد جزاء بوده برمىگردد . 1 - ان يكون الجزاء غير قابل الخ : يعنى « الاوّل ان يكون الخ » كلمه « الاوّل » مبتدا و بدل