تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 604

مساهمون:

ص٦٠٤
و همانا محقّق مىشود تنافى بين مطلق و مقيّد وقتى باشد تكليف در آن دو ( مطلق و مقيّد ) يكى ، همچون مثال متقدّم ، پس تنافى ندارند ( مطلق و مقيّد ) اگر باشد تكليف در يكى از اين دو ( مطلق و مقيّد ) معلّق بر شىء و در ديگرى معلّق بر شىء ديگرى ، مانند آنچه ( موردى ) كه وقتى بگويد طبيب در مثال ( مثال شرب لبن ) : « وقتى غذا خوردى ، پس شير بنوش و هنگام بيدار شدن از خواب ، شير شيرين بنوش » و مانند اين ( مورد گذشته ) تنافى ندارند ( مطلق و مقيّد ) اگر باشد تكليف در مطلق ، الزامى و در مقيّد بر نحو استحباب ، پس در مثال ، اگر واجب باشد اصل نوشيدن شير ، پس همانا منافات ندارد آن ( اصل نوشيدن شير ) را در رجحان داشتن شيرين از آن ( شير ) به اعتبار اينكه همانا آن ( شير شيرين ) يكى از افراد واجب است . و مانند اين ( تكليف در مطلق الزامى و در مقيّد ، استحبابى بوده ) تنافى ندارند ( مطلق و مقيّد ) اگر فهميده شود از تكليف در مقيّد اينكه همانا آن ( تكليف در مقيّد ) تكليف است در وجود دوّمى غير از مطلوب از تكليف اوّل ، مانند آنچه ( موردى ) كه وقتى فهميده شود از مقيّد در مثال ، طلب كردن نوشيدن شير شيرين بار دوّم بعد از نوشيدن شيرى . وقتى فهميدى آنچه را كه سيراب كرديم آن را براى تو از معناى تنافى ، پس مىگوييم : اگر وارد شود در لسان شارع ، مطلق و مقيّد كه متنافى هستند ، اعمّ از اينكه مقدم باشد ( يكى از اين دو ) يا متأخّر باشد ( يكى از آن دو ) و اعمّ از اينكه باشد آمدن متأخّر ، بعد از وقت عمل به متقدّم يا قبل از آن ( وقت عمل به متقدّم ) ، پس همانا چاره‌اى نيست از جمع كردن بين اين دو ( مطلق و مقيّد متنافى ) يا با تصرّف كردن در ظهور مطلق ، پس حمل مىشود ( مطلق ) بر مقيّد ، يا با تصرّف كردن در مقيّد بر وجهى كه منافات نداشته باشد ( وجه ) اطلاق را ، پس باقى مىماند ظهور مطلق بر حالش ( مطلق ) . و شايسته است بحث در اينجا ( تصرّف كردن ) در اينكه همانا كدام دو تصرّف ، سزاوار به
نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 604 | حسن سيد اشرفى