تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 58

مساهمون:

ص٥٨
مجموع هيئت تركيبيّهء جملهء شرطيّه مىباشد . « 1 » 485 - اگر وضع جملات شرطيّه براى دلالت بر وجود ارتباط و علقهء لزوميّه بوده و نه اتّفاقيه پس چرا در اتّفاقيه استعمال مىشود ؟ ( و عليه فاستعمالها . . . المقارنة فى الوجود ) ج : مىفرمايد : وقتى جملات شرطيّه ، حقيقت در دلالت بر وجود ارتباط و علقهء لزوميّه شدند در نتيجه ، استعمالشان در قضاياى اتّفاقيه از باب عنايت و مجاز بوده و اينكه ادّعاى تلازم و ارتباط بين مقدّم و تالى مىشود وقتى است كه در خارج هم‌زمان شوند . « 2 » 486 - دليل بر وجود ارتباط علّى و معلولى بين مقدّم و تالى چه بوده و چگونه مىباشد ؟ ( 2 - و امّا دلالتها على انّ التّالى . . . ترتّب التّالى على المقدّم ) ج : مىفرمايد : دلالت جملهء شرطيّه بر ترتّب علّى و سببى بين مقدّم و تالى به هر شكل از ترتّب سببى نيز « 3 » به واسطهء وضع واضع بوده ولى نه به اين معنا بوده كه جملات شرطيّه داراى دو وضع و مشترك لفظى براى دو معنا بوده تا يك بار براى تلازم و بار ديگر براى
هامش
( 1 ) - چنان كه صاحب فصول در « الفصول الغرويّة / 147 » و آخوند در « كفاية الاصول 1 / 303 » معتقد به وضع هيئت تركيبيّهء جملهء شرطيّه مىباشند . ضمن آنكه صاحب كفايه با آنكه منكر مفهوم داشتن جمله شرطيّه مىباشد ولى انكار اين مقدمه را در نهايت سقوط دانسته و مىفرمايد « الانسباق اللّزوم منها » زيرا وجود ارتباط و علقه لزوميّه » متبادر و منسبق از جملات شرطيّه به ذهن است . ( 2 ) - مثلا وقتى زيد سخن گفت و حمار صدا درآورد گفته مىشود : « ان كان زيد ناطقا فالحمار ناهقا » ولى بايد گفت : اصولا چنين استعمالى و چنين مثال زدن ، كار درستى از نظر قواعد سخن گفتن نبوده و صحيح نمىباشد . به‌همين‌جهت است كه آخوند در كفايه با وجود انكار مفهوم داشتن جمله شرطيّه مىفرمايد : انكار وجود ارتباط و علقهء لزوميّه در جملات شرطيّه در نهايت سقوط است . ( 3 ) - يعنى اعمّ از اينكه مقدّم ، شرط ، مقتضى يا عدم المانع براى تالى باشد كه در بيان مقصود از سبب ، توضيح داده شد .
نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 58 | حسن سيد اشرفى