تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 57

مساهمون:

ص٥٧
آنچه نيز سزاوار است در بحث مفهوم داشتن شرط از آن بحث شود همين است كه به دليل وضع يا اطلاق اثبات شود جملهء شرطيّه ، ظهور در اين مقدّمات دارد تا حجّت در مفهوم باشد . « 1 » بايد گفت : حقّ آن است كه جملهء شرطيّه ، ظهور در اين مقدّمات دارد . ولى ظهورش در بعضى از اين مقدّمات به واسطهء وضع و در بعضى ديگر به واسطهء اطلاق مىباشد . « 2 » 484 - دليل بر وجود ارتباط و علقهء لزوميّه در جملهء شرطيّه چيست و چگونه مىباشد ؟ ( 1 - امّا دلالتها على الارتباط . . . بمجموعها ) ج : مىفرمايد : دلالت جملهء شرطيّه بر وجود علقهء لزوميّه و نه اتّفاقيّه بين شرط و جزاء ، ظاهرا به واسطهء وضع « 3 » و به حكم تبادر است . « 4 » ولى نه به واسطهء وضع خصوص ادوات شرط « 5 » تا وضع اين ادوات را براى افاده اين معنا منكر « 6 » شد ، بلكه به واسطهء وضع
هامش
( 1 ) - زيرا حجّيّت داشتن جملهء شرطيّه در مفهوم وقتى است كه مفهوم داشته باشد و مفهوم داشتنش نيز وقتى است كه دلالت بر مقدّمات سه‌گانه كند . ( 2 ) - در نتيجه ، جملهء شرطيّه به نظر مصنّف داراى مفهوم مىباشد . ( 3 ) - يعنى واضع ، چنين ارتباط و علقهء لزوميّه را براى هيئت تركيبيّهء جملهء شرطيّه وضع كرده است . ( 4 ) - دليل وضعى بودن دلالت جمله شرطيّه بر علقهء لزوميّه است . يعنى هروقت جملهء شرطيّه به كار رود ، انسباق و متبادر از آن به ذهن ، وجود ارتباط و علاقهء هميشگى بين شرط و جزاء بوده و تبادر نيز علامت حقيقت و نمايانگر موضوع له حقيقى مىباشد . ( 5 ) - چنان كه صاحب « هداية المسترشدين / 282 » و شيخ در « مطارح الانظار » مىگويند به واسطهء ادات شرط مىباشد . ( 6 ) - چرا كه ممكن است گفته شود : ادوات شرط صرفا براى بيان ارتباط بين شرط و جزاء وضع شده‌اند اعمّ از ارتباط و علقهء لزوميّه يا اتّفاقيّه .