يا بنا بر قول اصحّ « 1 » عبارت از بازداشتن و دور كردن فردى بالاتر ، فردى پائينتر را از عملى .
437 - لازمهء زجر و ردع عالى ، فرد دانى را از عمل چه بوده و نظر مصنّف نسبت به تعريف و تفسير اوّل مادّه نهى به طلب عالى از دانى ، ترك فعل را چيست ؟ ( و لازم ذلك . . . توضيحه )
ج : مىفرمايد : لازمهء زجر و ردع عالى ، فرد دانى را از عمل ، عبارت از طلب ترك بوده بنابراين ، تفسير اوّل مادّه نهى به طلب كردن عالى از دانى به ترك فعل ، تفسير به لازم معناى نهى مىباشد .
438 - كلمه نهى دلالت بر چه دارد ، دلالتش به چه نحو بوده و فرقش با مادّه امر چيست ؟ ( و هى . . . بالتّرك )
ج : مىفرمايد : كلمه و مادّه نهى همچون كلمه و مادّه امر ، دلالت عقلى و نه وضعى بر لزوم داشته و فرقشان آن است كه در امر ، الزام به فعل و در نهى ، الزام به ترك است . « 2 »
هامش
( 1 ) - اصحّ بودن اين تعريف از دو وجه مىتواند باشد 1 - اصحّ است زيرا معناى مطابقى كه مادهء نهى براى آن وضع شده و در لغت به آن تصريح شده عبارت از « زجر و منع » مىباشد . 2 - نهى از يك مصلحت لزوميّه در ترك عمل ناشى نمىشود تا گفته شود مفاد نهى عبارت از طلب ترك است بلكه ناشى از يك مفسدهء لازم الترك بوده است . بنابراين ، مولى عبد را نهى يعنى بازمىدارد از آن عمل ، در نتيجه طلب ترك ، تبعى و لازمهء عقلى بازداشتن است .
( 2 ) - يعنى در امر ، فعل و انجام عمل ، مطلوب مولى بوده و مولى اراده بر اتيان عمل دارد .