كردن ترك است . پس مىباشد تفسير اوّل ( طلب عالى از دانى ترك فعل را ) تفسير به لازم بنا بر آنچه ( بيانى ) كه به زودى مىآيد توضيح آن ( بيان ) . و آن ( كلمه نهى ) همچون كلمه امر است در دلالت داشتن بر الزام عقلا نه وضعا . و همانا فرق بين اين دو ( امر و نهى ) آن است كه همانا مقصود در امر ، الزام به فعل است و مقصود در نهى ، الزام به ترك است .
و بنابراين ( مقصود در نهى ، الزام به ترك بوده ) مىباشد مادّه نهى ، ظاهر در حرمت همانطورىكه همانا مادّه امر ، ظاهر در وجوب است .
نكات دستورى و توضيح واژگان
الباب الثّالث النّواهى : كلمه « الباب » مبتدا و كلمه « الثّالث » صفت آن بوده و كلمه « النّواهى » خبر مىباشد .
و فيه خمس مسائل : ضمير در « فيه » كه خبر مقدّم بوده به « الباب الثّالث » برگشته و كلمه « خمس » مبتداى مؤخّر و كلمه « مسائل » تمييز عدد است .
1 - مادّة النّهى : يعنى « الأولى مادّة النّهى » كلمه « الاولى » مبتدا و بدل اوّل تفصيلى « خمس مسائل » بوده و كلمه « مادّة » خبر و اضافه به « النّهى » شده است .
و المقصود بها : ضمير در « بها » به « مادّة النّهى » برمىگردد .
و هى عبارة : ضمير « هى » به « كلمة النّهى » برمىگردد .
عن طلب العالى من الدّانى ترك الفعل : كلمه « طلب » مصدر و اضافه به فاعلش « العالى » شده و جار و مجرور « من الدّانى » متعلق به « طلب » بوده و كلمهء « ترك » مفعول آن و اضافه به « الفعل » شده است .