تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 717

مساهمون:

ص٧١٧
422 - جواب مصنّف به دليل و منشأ اشكال قائلين به امتناع عقلى واجب موسّع چيست ؟ ( و الجواب عنه . . . لا يجوز تركها ) ج : مىفرمايد : جواب اشكال روشن است . چرا كه واجب موسّع يك عمل است . يعنى متعلّق امر در واجب موسّع همچون همه متعلقات ديگر كه قبلا گفته شد عبارت از طبيعت عمل بوده كه در واجب موسّع اين طبيعت ، مقيّد به طبيعت وقتى و زمانى است كه دو حدّ دارد و آن ابتدا و انتهاى وقت بوده كه نبايد طبيعت عمل از اين وقت يعنى ابتدا و انتهاى وقت خارج شود . بنابراين ، طبيعت به ملاحظه ذاتش واجب بوده و ترك آن جايز نمىباشد . « 1 » 423 - اگر در واجب موسّع ، طبيعت است كه واجب بوده و ترك آن جايز نمىباشد پس چرا مىتوان آن را در اوّل وقت يا وسط وقت ترك كرد ؟ ( غير انّ . . . عدا فرد واحد ) ج : مىفرمايد : وقتى گفته شد ؛ امر روى طبيعت مىرود و نيز گفته شد طبيعت در واجب موسّع ، مقيّد به طبيعت وقت بين دو حدّ يعنى ابتدا و انتهاى وقت مىباشد ، بنابراين ، طبيعت واجب موسّع مانند ساير طبيعت‌ها داراى افراد و مصاديق مختلف مىشود . « 2 » يعنى در واجب موسّع ، طبيعت واجب داراى مصاديق و افراد طولى و
هامش
( 1 ) - بنابراين منع از ترك وجود دارد ولى همان‌طور كه در زيرنويس پرسش و پاسخ 411 آمد منع از ترك متناسب با نحوه وجوب است . در اينجا نيز طبيعت نبايد در محدودهء زمان واجب موسّع ترك شود . بنابراين وقتى طبيعت مأمور به در ضمن يكى از مصاديق و در محدودهء ابتدا و انتهاى وقت اتيان شود . منع از ترك شده و مأمور به ترك نشده است . ( 2 ) - مثلا در « اكرم عالما » امر رفته روى طبيعت عالم كه داراى مصاديق مختلف مثل زيد ، بكر ، عمر و غيره مىباشد .