ج : مىفرمايد : واجب موقّت تقسيم مىشود به موسّع و مضيّق و واجب غير موقّت به فورى و غير فورى . « 1 »
414 - واجب غير موقّت به چه معناست ؟ ( فنقول . . . و نحو ذلك )
ج : مىفرمايد : واجب غير موقّت ، واجبى است كه در شرع مقدّس ، وقت مخصوص و معيّنى براى آن اعتبار نشده باشد . اگرچه هيچ فعلى نيست كه عقلا از زمانى كه ظرف آن عمل بوده خالى باشد . « 2 » همچون قضاى نمازهاى فوتشده و بر طرف كردن نجاست از مسجد و امر به معروف و نهى از منكر كردن و مانند اينها . « 3 »
415 - واجب غير موقّت فورى به چه معناست ؟ ( و هو . . . بالمعروف )
ج : مىفرمايد : عبارت از واجبى است كه جايز نيست و نبايد آن را از اوّلين زمان امكان انجامش به تأخير انداخت . « 4 » همچون ازاله نجاست از مسجد و جواب سلام و امر به معروف .
هامش
( 1 ) - تقسيم واجب غير موقّت به فورى و غير فورى ، نظر اكثر اصوليّون مثل علّامه در « مبادئ الوصول / 105 » و صاحب در « قوانين الاصول 1 / 120 » و و صاحب فصول در « الفصول الغرويّة / 107 » مىباشد .
( 2 ) - مثلا خوابيدن ، ايستادن ، نشستن و هر فعل ديگرى قهرا در بستر زمان انجام مىشود ولى گاهى زمان يعنى زمان مشخصى از قطعات زمان ، قيد و شرط براى عمل قرار مىگيرد . تقسيم واجب به اعتبار زمان نيز منظور آن است كه آيا زمان مشخّصى قيد براى انجام عمل قرار داده شده است يا نه ؟ به عبارت ديگر آيا زمان ظرف براى واجب است ( واجب غير موقّت ) يا قيد براى واجب مىباشد ( واجب موقّت ) .
( 3 ) - براى انجام هيچيك از اين واجبات ، زمان مشخّصى معيّن نشده و قيد براى انجام آنها نمىباشد .
( 4 ) - به عبارت ديگر ، زمان انجام اين واجبات مقيّد به فراهم شدن امكان انجام آن مىباشد . و چون هروقت كه امكان انجام آن فراهم شد در واقع زمان امكان انجام ، زمان امتثال و تنجّز تكليف مىباشد بنابراين تأخير انداختن آن جايز نيست .