( فعل ) كه معين شده براى آن ( فعل ) يا مساوى براى آنوقت ( فعل ) يا كمتر از آن ( وقت فعل ) .
و اوّل ، ممتنع است . زيرا همانا آن ( اوّل ) از تكليف كردن به آن چيزى ( واجبى ) است كه در طاقت نمىباشد ( واجب ) .
و دوّم ، سزاوار نيست اشكال در ممكن بودن آن ( دوّم ) و واقع شدنش ( دوّم ) . و آن ( دوّم ) ناميده مىشود « مضيّق » همچون روزه ، زيرا انجام آن ( روزه ) منطبق مىشود ( انجام روزه ) بر وقت آن ( روزه ) بدون زيادى و كمى از طلوع فجر تا غروب .
و سوّم ، آن ( سوّم ) ناميده مىشود « موسّع » . زيرا همانا در آن ( موسّع ) وسعت دادن بر مكلّف است در اوّل وقت و در وسط آن ( وقت ) و آخر آن ( وقت ) همچون نماز يوميّه و نماز آيات . پس همانا جايز نمىباشد ترك آن ( موسّع ) در همهوقت ، و بسنده مىشود به انجام آن ( موسّع ) يك بار در ضمن وقت تعيين شده براى آن ( موسّع ) .
نكات دستورى و توضيح واژگان
6 - الموسّع و المضيّق : يعنى « السّادس الموسّع و المضيّق » .
موقّت و غير موقّت : كلمه « موقّت » و « غير موقّت » بدل تفصيلى از « قسمين بوده » و مجرور مىباشند و مىتوان مرفوع خواند به اعتبار اينكه خبر مبتداى محذوف قرار داد . يعنى « الاوّل موقّت و الثّانى غير موقّت » .
ما لم يعتبر فيه الخ : ضمير در « فيه » به ماء موصوله كه به معناى واجب بوده برمىگردد .
لا يخلو : ضمير در « لا يخلو » به « كلّ فعل » برمىگردد .
يكون ظرفا له : ضمير در « يكون » به « زمن » و ضمير در « له » به عمل برگشته و اين