جميع الوقت و يكتفى بفعله مرّة واحدة في ضمن الوقت المحدّد له .
ترجمه :
ششم ، موسّع و مضيّق است
تقسيم مىشود واجب به اعتبار وقت به دو قسم : موقّت ( زماندار ) و غير موقّت ( غير زماندار ) سپس موقّت به موسّع و مضيّق .
سپس غير موقّت به فورى و غير فورى . و شروع مىكنيم به غير موقّت به عنوان مقدّمه ، پس مىگوييم : غير موقّت « آن چيزى ( واجبى ) است كه اعتبار نشده است در آن ( واجب ) شرعا وقت مخصوصى » و اگرچه مىباشد هر عملى اينكه خالى نمىباشد ( هر عملى ) عقلا از زمانى كه مىباشد ( زمان ) ظرف براى آن ( عمل ) مثل قضاى نمازهاى فوتشده و بر طرف كردن نجاست از مسجد و امر به معروف و نهى از منكر و مانند اين .
و آن ( غير موقّت ) همانطور كه گفتيم بر دو قسم است : فورى و آن ( فورى ) « آن چيز ( واجبى ) است كه جايز نمىباشد تأخير انداختن آن ( واجب ) از اوّل زمانهاى امكانش ( واجب ) » همچون ازاله نجاست از مسجد و جواب دادن سلام و امر به معروف .
و غير فورى و آن ( غير فورى ) « آن چيز ( واجبى ) است كه جايز است تأخير انداختن آن ( واجب ) از اوّل زمانهاى امكانش ( واجب ) » همچون نماز بر ميّت و قضاى نمازهاى فوتشده و زكات و خمس .
و موقّت « آن چيزى ( واجبى ) است كه اعتبار شده است در آن ( واجب ) شرعا وقت مخصوصى » همچون نماز و حجّ و روزه و مانند اينها . و آن ( موقّت ) خالى نمىباشد ( موقّت ) عقلا از وجوه سهگانه : يا اينكه مىباشد انجام آن ( موقّت ) اضافه بر وقت آن