الّا بعد تصوّره و معرفته : ضمير مجرورى در « تصوّره و معرفته » به « الشّيء » برمىگردد .
و لو على نحو الاجمال : يعنى « و لو كان تصوّر الشّيء و معرفته على نحو الاجمال » .
لان تصوّر الشّيء قد يكون بنفسه : ضمير در « يكون » به تصوّر الشّيء و در « بنفسه » به شىء برگشته و منظور از تصور بنفسه يعنى خود آن شىء بدون واسطه چيز ديگرى تصوّر شود كه در اين صورت تصوّر آن شىء ، تصوّر تفصيلى خواهد بود .
و قد يكون بوجهه : ضمير در « يكون » به تصوّر الشّيء و در « بوجهه » به « الشّيء » برگشته و منظور از تصوّر بوجهه يعنى به واسطهء امر ديگر صورت گيرد . مثلا در تحت عنوان عامّى مثل انسان ، افرادش هم تصوّر شود كه در اين صورت تصوّر آن فرد و آن شىء تصوّر اجمالى خواهد بود .
اى بتصور عنوان عامّ ينطبق عليه و يشار به اليه : كلمه « اى » تفسيريّه و عبارت بعدش تفسير براى تصوّر بوجهه بوده و ضمير در « ينطبق » به عنوان عامّ و در « عليه » به « الشّيء » و در « به » به عنوان عامّ و در « اليه » به « الشّيء » برمىگردد .
و كاشفا عنه : ضمير در « عنه » به « الشّيء » برمىگردد .
انّه ابيض : ضمير در « انّه » به شبح برگشته و كلمه « ابيض » غير منصرف بوده و تنوين نمىگيرد . اين عبارت تأويل به مصدر رفته و مفعول براى « حكمت » مىباشد . يعنى « كما اذا حكمت على شبح من بعيد ببياض الشّبح » .
و انت لا تعرفه بنفسه انّه اىّ شىء هو : ضمير منصوبى در « لا تعرفه » و در « بنفسه » و « انّه » و نيز ضمير « هو » به شبح برمىگردد .
و اكثر ما تعرف عنه : ضمير در « عنه » به شبح برگشته و كلمهء « اكثر » مبتدا و اضافه شده
نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 70
مساهمون: حسن سيد اشرفى
ص٧٠