تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 69

مساهمون:

ص٦٩
گاهى مىباشد ( تصوّر شىء ) به نفسه و گاهى مىباشد ( تصوّر شىء ) بوجهه . يعنى به واسطهء تصوّر عنوان عامّى كه منطبق مىشود ( عنوان عامّ ) برآن ( شىء ) و اشاره مىشود به واسطهء آن ( عنوان عامّ ) به سوى آن ( شىء ) زيرا مىباشد اين عنوان عامّ ، آينه و كاشف از آن ( شىء ) همانند وقتى كه حكم كنى بر شبحى از دور « به اينكه آن سفيد است » - مثلا - و حال آنكه تو نمىشناسى آن ( شبح ) را بنفسه به اينكه آن ( شبح ) چه چيزى است آن ( شبح ) . و نهايت چيزى كه مىشناسى از آن ( شبح ) - مثلا - اينكه آن ( شبح ) شىء از اشياء است . يا حيوانى از حيوانات است . پس هرآينه صحيح است حكم تو برآن ( شبح ) به اينكه همانا آن ( شبح ) سفيد است با آنكه تو نمىشناسى آن ( شبح ) را و تصورش نكردى بنفسه و همانا تصوّر كردى آن ( شبح ) را به عنوان اينكه آن ( شبح ) ، شيئى يا حيوان است نه بيشتر و اشاره كردى به واسطه آن ( عنوان ) به سوى اين ( شبح ) و اين چيزى است كه ناميده مىشود و در عرف آنان ( علماء ) به تصوّر شىء بوجهه و اين ( تصوّر شىء بوجهه ) كافى است براى صحّت حكم نمودن بر شيئى و اين ( تصوّر بوجهه ) به خلاف مجهول محض است . پس همانا ممكن نيست حكم كردن برآن ( مجهول محض ) هرگز . و بنابراين ( صحيح بودن حكم بر شىء متصوّر بوجهه ) پس همانا كفايت مىكند ما را در صحيح بودن وضع براى معنا به اينكه تصور كنيم آن ( معنا ) را بوجهه همان‌طورىكه اگر بوديم اينكه تصوّرش ( معنا ) كرده بوديم بنفسه .

نكات دستورى و توضيح واژگان

4 - اقسام الوضع : يعنى « الرّابع اقسام الوضع » .
نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 69 | حسن سيد اشرفى