تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 634

مساهمون:

ص٦٣٤
فى وجوبه على الثّانى : ضمير در « وجوبه » به فعل برمىگردد .

شرح ( پرسش و پاسخ )

366 - امر به امر « 1 » به چند نحو بوده و اقوال در آن چيست ؟ ( اذا امر . . . على نحوين ) ج : مىفرمايد : وقتى مولى به يكى از بندگانش امر مىكند كه او به بندهء ديگر مولى امر كند كه كارى را انجام دهد ، در اينجا اصوليّون اختلاف كرده و دو قول وجود دارد : آيا امر بنده به بندهء ديگر همانند امر مولى به آن كار است تا برآن عبد ديگر انجام امر عبد اوّل واجب باشد ؟ و يا همانند امر مولى نبوده و انجام آن واجب نمىباشد . ولى فرض امر به امر بر دو شكل مىباشد . 367 - نحو اوّل از امر مولى به امر كردن عبدش به ديگران چگونه بوده و حكمش چيست ؟ ( 1 - أن يكون . . . هذا القبيل ) ج : مىفرمايد : آن است كه مأمور اوّل ، وظيفه پيام‌رسانى امر مولى را به ديگران و مأمور دوّم دارد . مثل آنكه رئيس دولت به وزيرش امر كند كه وزير از جانب وى مردم را امر به انجام كارى كند . شكّى نيست كه اين نحو از امر به امر از محلّ نزاع و خلاف خارج بوده و احدى شكّ ندارد اين نحو از امر به امر كه مأمور اوّل پيام‌رسان امر بوده ظهور در وجوب عمل بر مأمور دوّم و ديگران دارد . همهء اوامر انبياء نسبت به مكلّفين از اين قبيل يعنى اوامر تبليغى است . 368 - شكل دوّم از امر مولى به امر كردن عبدش به ديگران چگونه بوده و حكمش
هامش
( 1 ) - گاهى مولى مستقيما عبد خودش را به انجام كارى امر كرده و فرمان مىدهد . مثلا مىگويد : « جئنى بالماء » در اين قسم شكّى نيست كه امتثال امر مولى بر عبد لازم است . ولى گاهى امرش را غير مستقيم ابلاغ مىكند و به‌طور غير مستقيم فرمان مىدهد . مثلا به يكى از خدمتكاران يا دوستان و هركس ديگرى مىگويد : برو و فلانى يا ديگران را دستور بده كه فلان كار را انجام دهد . اين را مىگويند امر به امر .