كارى . و اين نحو - شكّى نيست - خارج است از محلّ اختلاف . زيرا همانا شكّ نمىكند احدى در ظهور اين ( نحو ) در وجوب عمل بر مأمور دوّم ، و تمامى اوامر انبياء نسبت به مكلّفين از اين قبيل است .
2 - اينكه نباشد مأمور اوّل به نحو مبلّغ ، بلكه او ( مأمور اوّل ) مأمور است اينكه مستقلا متوجّه كند امر را به دوّم از جانب خودش و [ اين ] به مانند قول امام ( ع ) است « امر كنيد آنان را به نماز و حال آنكه آنان فرزندان هفتساله هستند » . و اين نحو ، اين ( نحو ) محلّ اختلاف و بحث است . و محلق مىشود به اين ( اين نحو ) آنجايى ( امر به امرى ) كه دانسته نمىشود حال در آن ( جا ) به اينكه آن ( جا ) به كدام نحو از دو نحو ذكر شده است .
و مختار ، همانا اينكه مجرد امر به امر ، ظاهر است عرفا در وجوب آن ( عمل ) بر دوّم .
نكات دستورى و توضيح واژگان
11 - دلالة الامر الخ : يعنى « الحادى عشر دلالة الامر الخ » .
ان يأمر عبده : ضمير در « يأمر » به « احد عبيده » و در « عبده » به مولى برمىگردد .
فهل هو امر : ضمير « هو » به امر كردن مولى به امر كردن برمىگردد
على الثّانى فعله : ضمير در « فعله » به امر عبد ديگر ( مأمور دوّم ) برمىگردد .
على قولين : اين جار و مجرور يا به اعتبار متعلّق ، خبر براى مبتداى محذوف است .
يعنى « هذا ثابت على قولين » يا متعلّق است به فعل محذوف . يعنى « اختلفوا على قولين » يعنى اصوليون اختلاف كردهاند بر دو قول .
و هذا يمكن فرضه : ضمير در « فرضه » به « هذا » كه مشار اليه آن ( امر به امر ) بوده برمىگردد .
1 - ان يكون الخ : يعنى « الاوّل ان يكون الخ » كلمه « الاوّل » ، مبتدا و بدل تفصيلى « نحوين » و عبارت « ان يكون الخ » تأويل به مصدر رفته و خبر مىباشد .