تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 62

مساهمون:

ص٦٢
فيصبح لكل جماعة لغتهم الخاصّة : كلمه « يصبح » به معناى « يصير » يعنى گرديدن بوده و كلمهء « لكل جماعة » خبر و كلمهء « لغتهم » اسمش و كلمه « الخاصّة » صفت « لغتهم » مىباشد . و عليه : ضمير در « عليه » به قول دوّم برمىگردد . تكون حقيقة الوضع هو جعل اللّفظ الخ : كلمه « حقيقة » كه اضافه به « الوضع » شده اسم براى « تكون » و ضمير « هو » كه به « حقيقت وضع » برگشته مبتدا و كلمه « جعل » كه اضافه شده به « اللّفظ » خبر و اين مبتدا و خبر روى هم خبر براى « تكون » مىباشد . و تخصيصه به : ضمير در « تخصيصه » به لفظ و در « به » به معنا برگشته و اين عبارت عطف به « جعل اللّفظ » مىباشد . على اختيار القول الثّانى : يعنى اينكه واضع لغت را شخص واحدى نمىداند . انّه لو كان الواضع : ضمير در « انّه » به معناى شأن مىباشد . لنقل ذلك : مشار اليه « ذلك » واضع شخص واحدى بوده مىباشد . عند كلّ لغة واضعها : ضمير در « واضعها » به لغت برمىگردد .

شرح ( پرسش و پاسخ )

32 - با توجه به اينكه دلالت الفاظ بر معانى به واسطهء وضع واضع مىباشد واضع كيست و رأى مصنف چيست ؟ ( قيل انّ . . . لغتهم الخاصّة ) مىفرمايد : در اينكه واضع اوّلى در هر لغتى چه فردى بوده دو قول است : قول اوّل مىگويد : واضع اوليّه لغت ، شخص واحدى بوده « 1 » كه سايرين نيز در
هامش
( 1 ) - قائلين به اين قول ( واضع شخص واحدى است ) خود دو دسته‌اند :