تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 537

مساهمون:

ص٥٣٧
( ساتر ) . . . و همچنين ممكن است تقسيم آن ( نماز ) الى ما شاء اللّه از اقسام به ملاحظهء اجزاء و شرايط آن ( نماز ) ، و ملاحظهء هرچه كه ممكن است فرض اعتبار كردن آن ( چيز ) در آن ( نماز ) و عدم آن ( اعتبارش در نماز ) . و ناميده مىشود اين تقسيمات به تقسيمات اوليّه . زيرا همانا آنها ( تقسيمات اوليّه ) تقسيماتى هستند كه عارض مىشوند ( تقسيمات اوليّه ) برآن ( نماز ) در ذات آن ( نماز ) با قطع‌نظر از فرض تعلّق گرفتن چيزى به آن ( نماز ) . و مقابل آن ( تقسيمات اوّليّه ) است تقسيمات ثانويّه‌اى كه عارض مىشوند ( تقسيمات ثانويّه ) برآن ( نماز ) بعد از فرض تعلّق چيزى به آن ( نماز ) مثل امر مثلا . و به زودى مىآيد ذكر آن ( تقسيمات ثانويّه ) .

نكات دستورى و توضيح واژگان

انّ كلّ واجب فى نفسه له : ضمير در « نفسه » و « له » به كلّ واجب برمىگردد . ان تلحقه فى الخارج : ضمير فاعلى در « تلحقه » كه به معناى عارض شدن بود ، به خصوصيّات و ضمير مفعولى در آن به كلّ واجب برمىگردد . تنقسم فى ذاتها : ضمير در « تنقسم » و در « ذاتها » به صلاة برمىگردد . عن تعلّق الامر بها : ضمير در « بها » به صلاة برمىگردد . يمكن تقسيمها : ضمير در « تقسيمها » به صلاة برمىگردد . بملاحظة اجزائها و شروطها : ضمير در « اجزائها » و « شروطها » به صلاة برمىگردد . و ملاحظة كلّ ما يمكن فرض اعتباره فيها و عدمه : ضمير در « اعتباره » به « كلّ ما يمكن » و در « فيها » به صلاة و در « عدمه » به « اعتباره » كه عطف برآن بوده برمىگردد