تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 471

مساهمون:

ص٤٧١
تعجيز يا مانند اين‌ها ( بعث ، تهديد و تعجيز ) نيستند اين‌ها ( بعث ، تهديد و تعجيز ) معانى براى هيئت امر كه استعمال شده است ( هيئت امر ) - در مفاهيم آن ( هيئت امر ) - چنانچه گمان كرده است آن ( معانى براى هيئت امر بودن ) را قوم - نه معانى حقيقى و نه معانى مجازى . بل حقّ آن است كه همانا آنچه كه انشاء شده به واسطهء آن ( هيئت امر ) نيست ( انشاء شده ) مگر نسبت طلبيّهء خاصّ . و اين انشاء مىباشد ( اين انشاء ) مصداق براى يكى از اين امور به واسطهء اختلاف انگيزه‌ها ، پس مىباشد ( اين انشاء ) گاهى بعث با حمل شايع و زمانى ديگر ، تهديد با حمل شايع و همين‌طور ، نه اينكه همانا اين مفاهيم ، مدلول براى هيئت است و انشاء شده به واسطهء آن ( هيئت ) حتى مفهوم بعث و طلب . و خلط شدن در گمان بين مفهوم و مصداق ، اين ( خلط ) چيزى است كه قرار داده است آنان ( اصوليّون ) را اينكه گمان كنند ( اصوليّون ) همانا اين امور ، مفاهيم براى هيئت امر بوده و همانا استعمال شده است ( هيئت امر ) در اين‌ها ( امور ) به نحو استعمال لفظ در معنايش ، تا آنجا كه اختلاف كرده‌اند ( اصوليّون ) در اينكه همانا كدام‌يك از اين ( امور ) معناى حقيقىّ است كه وضع شده براى آن ( معناى حقيقى ) هيئت و كدام‌يك از اين ( امور ) معناى مجازى است ؟

[ نكات دستورى و توضيح واژگان ]

و على هذا : مشار اليه « هذا » دلالت كردن هيئت امر بر نسبت طلبيّه مىباشد . و مفادها هو النّسبة الطّلبيّة : ضمير در « مفادها » به هيئت امر و ضمير « هو » به مفاد هيئت امر برمىگردد . فسمّها النّسبة البعثيّة : ضمير مفعولى در « فسمّها » به نسبت طلبيه برگشته كه مفعول اوّل بوده و كلمهء « النّسبة » مفعول دوّم و كلمهء « البعثيّة » صفت آن مىباشد . فى نفسه : ضمير در « نفسه » به مخاطب برمىگردد .
نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 471 | حسن سيد اشرفى