( همزه - ميم - راء ) ، و در اين ( مادّهء امر ) سه مسئله است .
مسئله اوّل ، معناى كلمهء امر است
: گفته شده است همانا كلمهء « امر » لفظ مشترك است بين طلب و غير آن ( طلب ) از آنچه ( معانى ) كه استعمال مىشود در آن ( معانى ) اين كلمه ، همچون حادثه و شأن و فعل ، چنانچه مىگويى : « آمدم به خاطر امر كذايى » يا « مشغول كرد مرا امر كذايى » يا « انجام داد فلانى امر عجيبى را » . و بعيد نيست اينكه مىباشد معانى كه استعمال مىشود در آنها ( معانى ) كلمهء امر به استثناى طلب ، رجوع مىكند ( معانى ) به معناى واحدى كه جامع بين آنها ( معانى ) است . و آن ( معناى واحد جامع ) مفهوم شىء است . پس مىباشد لفظ امر ، مشترك بين دو معنا فقط ، طلب و شىء . و مقصود از طلب ، اظهار كردن اراده و رغبت است با قول يا نوشتن يا اشاره يا مانند اين امور از آنچه كه صحيح مىباشد اظهار كردن اراده و ميل باطنى و ابراز آن دو ( اراده و رغبت ) به واسطه آن ( چيز ) . پس مجرّد اراده و ميل باطنى بدون اظهار آن دو ( اراده و رغبت ) به واسطهء مظهرى ، ناميده نمىشود ( مجرّد اراده و رغبت ) طلب . و ظاهر ، همانا نيست هر طلبى اينكه ناميده شود ( هر طلب ) امر ، بلكه با شرط مخصوصى است كه به زودى مىآيد ذكر آن ( شرط مخصوص ) در مسئلهء دوّم . پس تفسير « امر » به طلب از باب تعريف كردن شىء به اعمّ است .
نكات دستورى و توضيح واژگان
و فيه بحثان : ضمير در « فيه » به الباب الثّانى برمىگردد .
فى مادّة الامر : يعنى « الاوّل فى مادّة الامر » . عبارت ( فى مادة الامر ) خبر براى مبتداى محذوف يعنى « الاوّل » كه بدل اوّل تفصيلى براى « بحثان » بوده مىباشد .