بوده و كلمهء « لم يزل » به معناى « يستمرّ » بوده و كلمهء « تلبّسه » كه ضميرش به طبيب برگشته ، اسم « لم يزل » و كلمهء « به » كه ضميرش به « هذا » برگشته خبرش مىباشد .
او الحرفة عنه : ضمير در « عنه » به طبيب برمىگردد .
عليه مجازا : ضمير در « عليه » به طبيب برمىگردد .
اذا لم يكن : ضمير در « يكن » به اطلاق طبيب برمىگردد .
فى كونه على نحو الحقيقة : ضمير در « كونه » به « هذا الاستعمال » يعنى استعمال به لحاظ تلبّس برمىگردد .
بيان ذلك : مشار اليه « ذلك » استعمال به لحاظ حال تلبّس مىباشد .
شرح ( پرسش و پاسخ )
257 - نظر مصنّف در باب وضع مشتقّ چيست ؟ ( فتقول : الحقّ . . . فى غيره )
ج : مىفرمايد : حقّ آن است كه مشتقّ حقيقت بوده و وضع شده در خصوص آن ذاتى كه در حال اسناد و نسبت ، متلبّس به مبدأ باشد و استعمالش در غير متلبّس به مبدأ به نحو مجاز خواهد بود .
258 - دليل بر حقيقت بودن مشتقّ در خصوص متلبّس به مبدأ و مجاز بودنش در غير متلبّس به مبدأ چيست ؟ ( و دليلنا . . . فيما سبق )
ج : مىفرمايد : دليل ما دو چيز است :
1 - تبادر « 1 »
هامش
( 1 ) - يعنى هنگامى كه اين مشتقّات را بدون قرينه استعمال مىكنيم و مثلا مىگوئيم « فلانى فرماندار » است يا فلانى ضارب و زننده است آنچه كه به ذهن مخاطب انسباق پيدا كرده و پيشى