تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 424

مساهمون:

ص٤٢٤
هميشه حقيقت بوده مورد اجماع و اتّفاق است . 2 - اطلاق مشتقّ بر ذات در زمان حال و به لحاظ حال نسبت و اسناد باشد قبل از اينكه ذات به آن متلبّس شود و صرفا به دليل اينكه در آينده متلبّس مىشود ، اين اطلاق بدون شكّ ، مجازى بوده و مجاز بودنش مورد اتّفاق است . « 1 » و علاقهء اين اطلاق و استعمال مجازى نيز علاقهء اوّل و مشارفت مىباشد . « 2 » 3 - اطلاق مشتقّ بر ذات فعلا يعنى در زمان حال نسبت و اسناد به دليل اينكه اين ذات در گذشته متّصف به اين صفت بوده ، محلّ خلاف است كه آيا اين اطلاق به نحو حقيقت بوده و يا به نحو مجاز است ؟ گروهى گفته‌اند اين اطلاق به نحو حقيقت بوده و گروهى ديگر گفته‌اند به نحو مجاز است .
هامش
مىگوئيم « زيد عالم » يعنى « زيد عالم امس » يا « زيد كان عالما » زيد ديروز عالم بود يا زيد عالم بود . و اگر الآن عالم باشد معنايش اين است كه « زيد عالم الآن » زيد الآن عالم است و اگر در آينده عالم خواهد شد معناى « زيد عالم » عبارت از « زيد عالم غدا » يا « زيد سيكون عالما » مىباشد . ( 1 ) - مثل اينكه به فردى كه دانشجوى رشته مهندسى است به اعتبار اينكه در آينده مهندس خواهد شد الآن اسم مهندس بر او اطلاق كنيم و بگوئيم : مهندس آمد يا فلانى مهندس است . ولى اين اطلاق به نحو مجاز مىباشد . ( 2 ) - در استعمالات مجازى بايد علاقه باشد و اينجا علاقهء اول و مشارفت است . اول به معناى مرجع و بازگشت و مشارفت به معناى مشرف بودن مىباشد و نام چيزى مثل مهندس را بر كسى كه هنوز متّصف به آن نشده مىنهند به اعتبار اينكه اين شخص مرجع و بازگشتش در آينده اين وصف بوده و يا مشرف بر متّصف شدن به آن وصف مىباشد . چنانچه در شرح مختصر المعانى ص 156 در بيان انواع علاقه آمده كه يكى از علاقه‌ها عبارت است از ناميدن چيزى به كسى كه بازگشت مىكند اين شىء به آن اسم در زمان آينده « او تسمية الشّيء باسم ما يئول ذلك الشّيء اليه فى الزّمان المستقبل نحو انّي اراني اعصر خمرا اى عصيرا يئول الى الخمر » .
نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 424 | حسن سيد اشرفى