تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 422

مساهمون:

ص٤٢٢
بود يا عالم خواهد شد ، اين نسبت اگرچه در حال نطق است ولى چون به لحاظ حال تلبّس بوده حقيقت است و شكى در آن نيست . در خصوص مشتقّاتى كه جامد بوده نيز وقتى اطلاقشان بر ذوات به لحاظ حال تلبّس باشد به نحو حقيقت خواهد بود . مثل آنكه گفته شد : « الرّماد كان خشبا » خاكستر ، چوب بود يا « الخشب سيكون رمادا » چوب ، خاكستر خواهد شد . 254 - اشكال و توهّم بعضى كه بر حقيقت بودن استعمال مشتقّ به لحاظ حال تلبّس نموده‌اند چيست ؟ ( فاذن اذا . . . او مجاز ؟ ) ج : مىفرمايد : اشكال و توهّم آن است كه گفته‌اند : اگر استعمال مشتقّ به لحاظ حال تلبّس هميشه حقيقت بوده پس چه نزاعى است كه آيا مشتقّ ، وضع شده براى متلبّس به مبدأ يا براى اعمّ از متلبّس و منقضى ؟ بلكه بايد گفت مشتقّ ، وضع شده براى اعمّ از متلبّس و منقضى از مبدأ و حقيقت در معناى اعمّ است . « 1 » 255 - جواب مصنّف به توهّم اينكه وقتى استعمال مشتقّ به لحاظ حال تلبّس حقيقت بوده ديگر جاى نزاع در مشتقّ نبوده بلكه مشتقّ ، حقيقت در اعمّ بوده و براى اعمّ وضع شده چيست ؟ ( نقول انّ . . . كان مسخّنا ) ج : مىفرمايد : اشكال و نزاع در اطلاق مشتقّ بر منقضى از مبدأ وقتى است كه تلبّس ذات به مبدأ منقضى شده ولى اراده مىشود كه اطلاق مشتقّ شود فعلا بر ذاتى كه تلبّس از او منقضى شده است . يعنى اطلاق مشتقّ به لحاظ حال نسبت و اسناد يعنى الآن كه غالبا زمان نطق بوده باشد . مثل اينكه بگوئيد : « زيد عالم فعلا » زيد الآن
هامش
( 1 ) - در واقع امر رابع براى دفع همين توهّمى است كه بين حال تلبّس و حال اسناد نسبت ، خلط شده است .