تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 421

مساهمون:

ص٤٢١
و ذلك بعلاقة الاول و المشارفة : مشار اليه « ذلك » اسناد مجازى مىباشد . و هذا متّفق عليه : ضمير در « عليه » به « هذا » برگشته و مشار اليه آنها نيز مجاز بودن اطلاق مىباشد . لانّه كان متّصفا به : ضمير در « لانّه » و « كان » به ذات و در « به » به وصف و مشتقّ برمىگردد . هو محلّ الخلاف : ضمير « هو » به اطلاق مذكور برمىگردد . بانّه حقيقة : ضمير در « بانّه » به اطلاق مذكور برمىگردد .

شرح ( پرسش و پاسخ )

252 - مشتقّاتى كه محلّ نزاع هستند چه نوع كلماتى هستند ؟ ( اعلم انّ . . . من الاسماء ) ج : مىفرمايد : مشتقّاتى كه داخل در محلّ نزاع بوده همگى از اسماء هستند - يعنى فعل و مصدر چنانچه قبلا گفته شد داخل در محلّ نزاع نمىباشند . 253 - استعمال مشتقّات به لحاظ حال تلبّس چگونه است و چرا ؟ ( الاسماء مطلقا . . . سيكون رمادا ) ج : مىفرمايد : استعمال مشتقّات به لحاظ حال تلبّس حقيقت است . زيرا اسماء مشتقّ چه جامد مثل زوج ، زوجه و حتى اسم فاعل ، اسم مفعول ، صفت مشبّهه ، اسم آلت و غيره هيچ‌كدام دلالت بر زمان نمىكند تا استعمال و حملشان بر ذوات در زمانى كه اسم برآن دلالت داشته حقيقت باشد . بنابراين ، اسم‌ها دلالت بر زمان نداشته و بر اين اساس همان‌طور كه عنوان عالم حقيقتا بر كسى كه الآن عالم بوده صدق مىكند همچنين اين عنوان به نحو حقيقت بر كسى كه در گذشته ، عالم بوده يا در آينده عالم خواهد شد نيز صادق است و هيچ تجوّزى نيست . البته وقتى كه اطلاق عالم برآن فرد به لحاظ حال تلبّس به مبدأ باشد چنانچه مىگوئيم : زيد عالم
نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 421 | حسن سيد اشرفى