شرح ( پرسش و پاسخ )
238 - چرا بين مشتقّ اصولى با مشتقّ نحوى عموم و خصوص من وجه مىباشد ؟ ( و السّرّ فى ذلك . . . فى كلا الحالين )
ج : مىفرمايد : زيرا در موضع نزاع از مشتقّ در علم اصول دو چيز معتبر است :
1 - اينكه مشتقّ جارى و حمل بر ذات شود . يعنى حاكى و عنوان و نشاندهندهء ذات باشد مثل اسم مفعول ، اسم فاعل ، اسم مكان ، اسم زمان و اسم آلت « 1 » و كلماتى مثل حرّ ، زوج و زوجه « 2 » كه جامد بودن ولى حمل بر ذات مىشوند . و به دليل همين شرط است كه نزاع در مشتقّ شامل افعال و مصادر نمىشود . « 3 » زيرا اينها اگرچه اسناد به ذات داده مىشوند ولى حاكى از ذات و عنوان براى ذات نمىباشند .
2 - اينكه مشتقّ از امورى نباشد كه با زوال تلبّس ذات به آن مشتقّ و به آن صفت ، خود ذات هم زايل شود . يعنى اگر تلبّس ذات به صفّت و مشتقّ زايل شود ولى ذات باقى باشد . به عبارت ديگر ، يعنى مشتقّ و صفت از امورى باشد كه ذات ، گاهى متلبّس به آن مىشود و گاهى متلبّس به آن نمىشود ولى در هر دو حالت ، ذات
هامش
( 1 ) - مثل : زيد مسئول ، زيد ضارب ، هذا البيت مسجد ، يوم الجمعة مقتل زيد ، هذا الشّىء مقراض .
( 2 ) - مثل : هذا حرّ ، هذا زوجى و هذه زوجتى .
( 3 ) - با اين شرط يعنى حاكى بودن و عنوان بودن مشتقّ براى ذات خارج مىشود از مشتقّ اصولى ، افعال و مصادر كه مشتقّ نحوى هستند و داخل مىشوند در مشتقّ اصولى كلماتى مثل زوج ، حرّ و زوجه كه جامد نحوى مىباشند . و وجه مشترك ، همان اسم فاعل ، اسم مفعول ، اسم مكان ، اسم زمان و اسم آلت خواهد بود .