و عنوانا لها : ضمير در « لها » به ذات برمىگردد .
و غيرهما : ضمير در « غيرهما » به « اسماء المكان » و « الآلة » مثل اسم زمان برمىگردد .
و ما تشابه هذه الامور : ضمير در « تشابه » به ماء موصوله كه به معناى « كلماتى » بوده برمىگردد .
و من اجل هذا الشّرط : مقصود از « هذا الشّرط » حمل شدن مشتقّ بر ذات به معناى حاكى و عنوان بودن براى ذات مىباشد .
لانّها كلّها لا تحكى الخ : ضمير در « لانّها » ، « كلّها » و « لا تحكى » به افعال و مصادر برمىگردد .
و لا تكون عنوانا لها : ضمير در « تكون » به افعال و مصادر و در « لها » به ذات برمىگردد .
و ان كانت تسند اليها : ضمير در « تسند » به افعال و مصادر و در « اليها » به ذات برمىگردد .
2 - الّا تزول بزوال تلبّسها : يعنى « الثّانى الّا تزول الخ » كلمهء « الثّانى » مبتدا و بدل دوّم تفصيلى براى شيئان و « الّا تزول » كه « ان لا تزول الخ » مىباشد نيز تأويل به مصدر رفته و خبر بوده و ضمير در « تلبّسها » به ذات برمىگردد .
المبدأ الّذى منه الخ : ضمير در « منه » به « الّذى » برمىگردد .
و اشتقاقه : ضمير در « اشتقاقه » به مشتق برگشته و اين كلمه عطف بر « انتزاع » مىباشد .
و يصحّ صدقه على الذّات : ضمير در « صدقه » به مبدأ برمىگردد .
لو زال تلبّسها : ضمير در « تلبّسها » به ذات برمىگردد .
نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 387
مساهمون: حسن سيد اشرفى
ص٣٨٧