اين كلمات در اصطلاح نحويّون جامد شمرده شوند . مثل لفظ زوج ، اخ و رقّ و مانند اينها مثل مسجد و معبد . و از جهت ديگر آنكه موضع نزاع در علم اصول در باب مشتقّ شامل اقسام فعل و مصدر نمىشود هرچند اينها در نزد نحويّون از مشتقّات محسوب مىشوند . « 1 »
هامش
نبوده بلكه مقصود ، آن ذواتى است كه قابليّت حمل مصدر و حدث بر آنها باشد . مثل اينكه به زيد به اعتبار اينكه قابليّت عمل ضرب را دارد گفته مىشود « ضارب » و يا به مكانى كه قابليت حمل سجود برآن وجود دارد گفته مىشود مسجد و يا كسى كه صلاحيت حمل زوجيّت بر او بوده گفته مىشود « زوج » .
( 1 ) - بنابراين عموم و خصوص من وجه بودن بين مشتقّ در علم اصول با مشتقّ در اصطلاح نحويّون چنين است : الف : افعال و مصادر ثلاثى مزيد و رباعى مزيد در اصطلاح نحويّون مشتقّ بوده ولى در اصطلاح اصوليّون مشتقّ نمىباشد .
ب : كلماتى مثل زوج ، زوجه ، رقّ و حرّ و مانند آن در اصطلاح اصوليّين مشتقّ بوده ولى در اصطلاح نحويّون مشتقّ نمىباشد .
ت : اسم فاعل ، اسم مفعول ، صفت مشبّهه ، صيغه مبالغه ، اسم آلت ، اسم زمان و مكان در هر دو اصطلاح ، مشتقّ خواهند بود .