تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 336

مساهمون:

ص٣٣٦
ترجمه :

مختار در مسئله

: وقتى دانستى آنچه را كه ذكر كرديم از مقدّمات ، پس مختار نزد ما ، آن ( مختار ) وضع براى اعمّ است . و دليل ، تبادر است و عدم صحيح بودن سلب از فاسد . و اين دو ( تبادر و عدم صحّت سلب ) اماره‌هاى حقيقتند چنانچه گذشت . وهم و دفع : وهم : گاهى اعتراض مىشود بر مختار ، پس گفته مىشود : همانا ممكن نيست وضع در مقابل اعمّ . زيرا وضع براى آن ( اعمّ ) مستدعى است ( وضع براى اعمّ ) اينكه تصوّر كنيم معناى كلّى را كه جامع است بين افراد و مصاديق آن ( معنا ) كه آن ( معناى كلّى جامع ) موضوع له است . آن‌طورى كه در اسماء اجناس است . و همچنين وضع براى صحيح مستدعى است ( وضع براى صحيح ) تصوّر كلّى را كه جامع است بين مراتب و افراد آن ( كلّى جامع ) . و شكّى نيست همانا مراتب صلاة - مثلا فاسد و صحيح - زياد و متفاوت است . و نيست بين آن ( مراتب صحيح و فاسد ) قدر جامعى كه صحيح باشد وضع كردن لفظ در مقابل آن ( قدر جامع ) . توضيح اين ( توهّم ) : همانا هر جزئى از اجزاء صلاة - حتى اركان - وقتى فرض شود عدم آن ( جزء ) صحيح مىباشد صدق كردن اسم صلاة بر باقى بنا بر قول به اعمّ . چنانچه صحيح مىباشد صدق آن ( اسم ) با وجود آن ( جزء ) و فقدان غير آن ( جزء ) از اجزاء . و بنابراين ( صدق اسم بر فاقد و واجد ) مىباشد هر جزئى ، مقوّم براى صلاة ، هنگام وجود آن ( هر جزء ) درحالىكه غير مقوّم است هنگام نبودن آن ( هر جزء ) . پس لازم مىآيد تبدّل در حقيقت ماهيّت . بلكه لازم مىآيد ترديد در آن ( ماهيّت ) هنگام بودن همهء اجزاء . زيرا همانا هر جزئى از آن ( ماهيّت ) اگر فرض شود
نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 336 | حسن سيد اشرفى