مىباشد .
هل يسمّى صعيدا أو لا : ضمير در « يسمّى » نايب فاعل و به « عدا التّراب » غير خاك برگشته و كلمهء « صعيدا » مفعول دوّم « يسمّى » بوده و مدخول « لا » كه عطف بر « يسمّى » بوده محذوف است يعنى « او لا يسمّى صعيدا » .
و فى مثله لا يصحّ الرّجوع الخ : ضمير در « مثله » به شكّ در صدق نفس عنوان مأمور به بر مصداق خارجى برمىگردد .
ليكتفى به الخ : ضمير در « به » مصداق مشكوك برمىگردد .
مثل قاعدة الاحتياط او البراءة : يعنى « هذه مثل الخ » .
شرح ( پرسش و پاسخ )
208 - بيان مصنّف از صورت دوّم شكّ چيست ؟ ( 2 - ان يشكّ . . . البراءة )
ج : صورت دوّم آنجايى است كه يقين به صدق عنوان مأمور به بر مصداق خارجى كه شك داريم امتثال با آن صورت مىگيرد يا نه نداريم . مثلا مولى امر مىكند موقع نبودن آب بايد تيمّم كرده و بر زمين تيمّم كنيد . حال نمىدانيم كه آيا غير از خاك مثلا سنگ ، شن ، ريگ و مانند آن نيز عنوان زمين بر او صادق است يا نه ؟ پس شكّ ما در واقع شكّ در صدق عنوان زمين بر مصداق كه سنگ ، شن ، ريگ و مانند آن بوده مىباشد . به عبارت ديگر شك در محصّل غرض يعنى شكّ در مصداق مأمور به بوده نه اينكه صدق عنوان مأمور به ، معلوم و يقينى بوده و شكّ در قيد زائد باشد .
بنابراين در مثل شكّ در صدق خود عنوان مأمور به بر مصداق خارجى و به عبارت