حقيقت شرعيه نشويم دو قول است : يا بايد حمل بر معناى لغوى كرد و در اين مثال بگويم مقصود آن است كه به هنگام ديدن ماه بايد دعا خواند ، زيرا معناى لغوى « صلاة » مطلق دعا مىباشد . و يا آن را نه حمل بر معناى شرعى نمود نه بر معناى لغوى بلكه توقّف كرد و گفت لفظ ، مجمل است .
194 - توقّف در الفاظ وارده در كلام شارع وقتى كه قرينهاى نبوده بنا بر نظر چه كسانى است ؟ ( بناء على . . . المجاز المشهور )
ج : مىفرمايد : بنا بر نظر كسانى است كه وقتى امر دائر بين معناى حقيقى الفاظ و معناى مجازىاشان كه مشهور بوده شود مىگويند بايد توقّف كرد و حمل بر هيچيك از دو معنا نكرد . « 1 »
195 - چگونه معانى شرعيهء الفاظ وارده در كلام معناى مجازى مشهور مىباشد ؟ ( اذ من . . . فى زمانه )
ج : مىفرمايد : وقتى حقيقت شرعيّهء اين الفاظ اثبات نشد ولى در اين معانى شرعيّه مجاز مشهور هستند . يعنى كثرت استعمال اين الفاظ در معانى شرعيّه به حدّى رسيده كه برابرى با معناى حقيقى در تبادرش به ذهن مىكند ولى از طرفى به سر حدّ وضع تعيينى نيز نرسيده است . بنابراين ، الفاظ يادشده با فرض عدم ثبوت حقيقت شرعيّه در معناى مستحدثهاشان مجاز مشهور مىباشند . « 2 »
هامش
( 1 ) - اين قول را محقّق اصفهانى در « نهاية الدّراية 1 / 56 » به مشهور نسبت داده است .
( 2 ) - مجاز مشهور آنجايى است كه لفظى در يك معنايى چنان كثرت استعمال دارد كه هنگام استعمال ، معناى مستعمل فيه همانند و برابر معناى موضوع له به ذهن تبادر مىكند ولى در عين حال در اين معنا به سرحدّ وضع تعيينى نرسيده است . يعنى در اين معناى مجازى وضع نشده است . قرينه در مجاز مشهور نيز شهرت مىباشد .