تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 303

مساهمون:

ص٣٠٣
صوم ، زكات و جهاد و مانند اين‌ها يك معانى خاصّ شرعى مىفهميم . و از طرفى يقين داريم كه اين معانى نيز معانى جديدى بوده كه اهل لغت عرب تا قبل از اسلام چنين معانى را براى اين الفاظ نمىشناخته‌اند . بلكه اين الفاظ از معانى لغوىاشان كه در قبل از اسلام داشته به اين معانى شرعيّه نقل داده شده‌اند . و اينكه اين الفاظ از معانى لغوىاشان به معانى شرعى نقل داده شده‌اند شكّى نيست . شكّ و محلّ نزاع در اين است كه اين نقل از معانى لغوى به معانى جديد و وضع آنها در اين معانى جديد حال چه به موضع تعيينى يا به وضع تعيّنى ، آيا در عصر خود شارع مقدّس صورت گرفته تا حقيقت شرعيه ثابت شود يا اين نقل از عصر بعد از شارع و توسط مسلمانان و متشرّعين صورت گرفته تا حقيقت شرعيّه ثابت نشود بلكه حقيقت متشرّعه ثابت شود . بنابراين حقيقت شرعيّه آن است كه الفاظى مثل صلاة ، صوم ، زكات و مانند آنها از معناى لغوىاشان توسط شارع مقدس نقل داده شده به معانى جديد شرعى و توسط وضع تعيينى يا تعيّنى « 1 » براى معانى جديد وضع شده و حقيقت در اين معانى جديد شده‌اند .
هامش
( 1 ) - وضع تعيينى : مثل اينكه شارع صريحا اعلام كند مثلا « وضعت لفظ الصلاة للاركان المخصوصة الشرعيّة » يعنى لفظ صلاة را وضع كردم براى اركان مخصوصهء شرعيّه و از معناى لغوىاش كه مطلق دعا بوده نقل دادم . وضع تعيّنى : اينكه شارع مثلا پيامبر اكرم ( ص ) ابتداء اين كلمات را در معانى جديد و شرعى به كمك قرينه و مجازا به كار برده و سپس در عصر او كثرت استعمال پيدا كرده و در اثر كثرت استعمال ، تعيّن در اين معانى جديد پيدا كرده به نحوى كه هروقت اين الفاظ بدون قرينه هم به كار برده شود همين معانى جديد به ذهن تبادر مىكند .