فعلى القول الاوّل يجب حملها : ضمير در حملها » به الفاظ وارده برگشته و منظور از « القول الاوّل » ثبوت حقيقت شرعيّه مىباشد .
و على الثّانى تحمل على المعانى اللّغوية : ضمير نايب فاعلى در « تحمل » به الفاظ وارده برگشته و مقصود از « الثّانى » نيز « القول الثّانى » يعنى عدم ثبوت حقيقت شرعيّه مىباشد .
يتوقّف فيها فلا تحمل الخ : ضمير در « فيها » و ضمير نايب فاعلى در « تحمل » به الفاظ وارده برمىگردد .
انّه اذا لم تثبت الخ : ضمير در « انّه » به معناى شأن مىباشد .
فى زمانه : ضمير در « زمانه » به شارع مقدّس كه مقصود رسول اكرم « ص » بوده برمىگردد .
شرح ( پرسش و پاسخ )
192 - فايده و ثمرهء اين نزاع يعنى قول به ثبوت حقيقت شرعيّه و عدم ثبوت آن در كجا ظاهر مىشود ؟ ( و الفائدة من . . . ام السّنة )
ج : مىفرمايد : فايدهء و ثمرهء اين بحث و نزاع در الفاظى ظاهر مىشود كه در كلام شارع چه در قرآن و يا احاديث ، مجرّد و خالى از قرينه وارد شود . يعنى قرينهاى نباشد كه مثلا از لفظ صلاة ارادهء معناى شرعى آن شده است .
193 - ثمرهء نزاع در حقيقت شرعيّه چگونه در الفاظ وارده در كلام شارع وقتى خالى از قرينه بود ، ظاهر مىشود ؟ ( فعلى القول الاوّل . . . و لا على اللّغويّة )
ج : مىفرمايد : وقتى در كلام شارع ، الفاظ يادشده بدون قرينه بر اينكه معناى شرعى آن مقصود بوده وارد شود ، مثلا شارع بفرمايد : « صلّوا عند رؤية الهلال » اگر قائل به ثبوت حقيقت شرعيّه شويم بايد معناى « صلّوا » را حمل بر معناى شرعى كرده و بگوييم مقصود آن است كه به هنگام ديدن ماه بايد نماز خواند امّا اگر قائل به ثبوت