ج : مصنف براى بيان دليل خود سه مطلب را ذكر مىكند : الف : بيان حقيقت استعمال ب : بيان رابطهء لفظ و معنا . ت : بيان مثالى براى رابطهء لفظ و معنا .
175 - حقيقت استعمال از نظر مصنّف چيست ؟ ( الدّليل انّ استعمال . . . ثانيا و بالعرض )
ج : استعمال هر لفظى در هر معنايى عبارت از ايجاد آن معنا به واسطهء لفظ است ولى نه به وجود حقيقى بلكه به وجود جعلى و قراردادى تنزيلى . « 1 » چرا كه وجود لفظ در واقع وجود معناست تنزيلا . « 2 » پس وجود لفظ و معنا يك وجود بوده كه اوّلا و بالذّات به لفظ نسبت داده مىشود و ثانيا و بالعرض و تنزيلا به معنا نسبت داده مىشود . به عبارت ديگر حقيقت وجود براى لفظ بوده كه وجود پيدا مىكند ولى وجود معنا امرى عرضى و تنزيلى است . چرا كه در حقيقت وجودى پيدا نمىكند بلكه آنچه وجود پيدا كرده عبارت از وجود لفظى است .
هامش
( 1 ) - هر شىء و موجودى داراى چهار وجود است و به عبارت ديگر وجود به چهار قسم است :
الف : وجود خارجى و عينى موجودات .
ب : وجود ذهنى و تصوّرى موجودات
ت : وجود لفظى
ج : وجود كتبى . دو قسم اوّل از وجود ، وجود حقيقى مىباشند . يعنى با قطعنظر از اعتبار و وضع واضع ، در خارج وجود دارند . ولى دو قسم ديگر ، وجودشان اعتبارى و جعلى يعنى وابسته به اعتبار معتبر و وضع واضع و استعمال توسط مستعمل مىباشد .
( 2 ) - وجود معنا توسط لفظ وجود حقيقى نيست . چرا كه وجود حقيقى با قطعنظر از اينكه توسط لفظ يا كتابت وجود پيدا كند خودش وجود دارد . ولى در وجود لفظى اينگونه است كه وجود معنا وابسته به وجود لفظى بوده و در صورت استعمال لفظ بوده كه معنا هم وجود پيدا مىكند .