و القاه بنفسه : ضمير فاعلى در « القاه » به متكلّم و ضمير مفعولى در آن و ضمير در « بنفسه » به معنا برمىگردد .
فلذلك : مشار اليه « ذلك » ايجاد لفظ گويا ايجاد معنا و القاى خود معنا بوده مىباشد .
آلة و طريقا للمعنى و الخ : كلمات « آلة ، طريقا ، فانيا و تبعا » تمييز براى نسبت يعنى « ملحوظا » كه خبر « يكون » بوده مىباشند .
فانيا فيه و تبعا للحاظه : ضمير در « فيه » و در « لحاظه » به معنا برمىگردد .
و الملحوظ بالاصالة و الاستقلال : كلمهء « الملحوظ » مبتدا و خبرش جملهء « هو المعنى نفسه » بوده و كلمهء « الاستقلال » نيز عطف به « الاصالة » مىباشد .
هو المعنى نفسه : ضمير « هو » مبتدا و به « الملحوظ » برگشته و كلمهء « المعنى » خبرش بوده و كلمهء « نفسه » كه ضميرش به « المعنى » برگشته ، تاكيد و اين جمله روى هم خبر براى « الملحوظ » مىباشد .
شرح ( پرسش و پاسخ )
173 - اقوال در استعمال لفظ در اكثر از يك معنا چه بوده و نظر مصنّف چيست ؟ ( و للعلماء فى . . . هذا الاستعمال )
ج : مىفرمايد : اقوال و تفصيلات در چنين استعمالى ، بسيار بوده كه براى ما اهميّت ندارد كه به اين اقوال و تفصيلات متعرّض شويم . بلكه همانا حقّ در نزد ما آن است كه چنين استعمالى جايز نمىباشد .
174 - مصنّف براى بيان دليل خود چه مطالبى را به عنوان مقدّمهء دليل خود مىآورد ؟
( توضيح از خارج )