ج : مىفرمايد : مثل اينكه گفته مىشود ، « رايت اسدا » و قرينهاى لفظيّه « 1 » هم در كلام نبوده و نمىدانيم متكلّم آيا بر قرائن ديگرى مثل حاليه و مقاميّه تكيه داشته يا ندارد درحالىكه احتمال تكيهء او بر اين قرائن وجود دارد . در اينجا مىگوئيم اصل ، حقيقت است . يعنى اصل آن است كه كلام متكلّم را بر معناى حقيقىاش حمل كرده و گفته شود مراد متكلّم از لفظ « اسد » عبارت از حيوان مفترس بوده است و نه رجل شجاع .
150 - ثمره و نتيجهء اجراى اصالت حقيقت در شكّ در معناى مجازى يا حقيقى لفظ چيست ؟ ( فيكون حجّة . . . المعنى المجازىّ )
ج : مىفرمايد : اجراى اين اصل براى متكلّم حجّت است بر عليه شنونده كه اگر شنونده ، كلام او را حمل بر معناى مجازى كند مؤاخذه كرده و عذر او را مبنى بر اينكه بگويد شايد تو ارادهء معناى مجازى كرده باشى را نپذيرد . و نيز حجّت براى شنونده بر عليه متكلّم است كه اگر شنونده ، كلام متكلّم را حمل بر معناى حقيقىاش كرد آنوقت متكلّم نمىتواند بگويد كه من ارادهء معناى مجازى را از لفظ اسد كرده بودم . چرا كه در هر دو صورت هركدام مىتوانند تمسّك به اين اصل كرده و بگويند اگر خلاف اصل اراده كرده بودى بايد قرينه براى آن اقامه مىكردى .
هامش
( 1 ) - مثل اينكه بگويد : « رايت اسدا يرمى » كه لفظ « يرمى » قرينهء لفظيّه بر ارادهء معناى مجازى از لفظ « اسد » مىباشد .