زيرا استعمال لفظ همانطور كه در معناى حقيقىاش صحيح بوده ، در معناى مجازىاش هم صحيح است . و ما چه مىدانيم شايد استعمالكننده لفظ « اسد » در جملهء « رايت اسدا » را مجازا در معناى مرد شجاع استعمال كرده و تكيه بر قرينهء حاليه و يا مقاليّه كرده و براى فهماندن معناى مقصودش با تكيه بر قرائن يادشده بوده كه لفظ « اسد » را در رجل شجاع به نحو مجاز استعمال كرده است . و از آنجا كه استعمال ، منحصر در معناى حقيقى لفظ نبوده در لسان محقّقين مشهور شده و همچون قاعدهاى آن را قرار دادهاند به اينكه استعمال اعمّ از حقيقت و مجاز مىباشد .
144 - از بيان محقّقين مبنى بر اينكه استعمال اعمّ از حقيقت و مجاز بوده چه چيز را مىفهميم ؟ ( و من هنا . . . فى الاستعمال )
ج : مىفرمايد : آگاه خواهيم شد باطل بودن روش علماى گذشته را كه براى اثبات وضع الفاظ براى معانى ، صرف ديدن استعمال آن لفظ را در يك معنايى در زبان عرب دليل بر وضع آن لفظ براى آن معنا قرار مىدادند . همانطور كه عالم بزرگوار سيد مرتضى علم الهدى اين كار را مىكرد . يعنى صرف استعمال يك لفظ را در معنايى دليل وضع آن لفظ براى آن معنا قرار مىداد و پيوسته به اصل اصالة الحقيقه در استعمال تمسّك مىكرد . يعنى مىگفت اصل در استعمال الفاظ آن است كه در معناى حقيقىاش استعمال شود و وقتى مثلا لفظ « اسد » در معناى رجل شجاع استعمال شده ، بيانگر آن است كه لفظ اسد براى معناى رجل شجاع وضع شده است . درحالىكه نه صرف استعمال مىتواند نشانگر وضع الفاظ باشد و نه اصل اصالة الحقيقة در استعمال .
145 - چرا اصل اصالة الحقيقه در استعمال نمىتواند نشانگر وضع الفاظ براى معناى
نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 234
مساهمون: حسن سيد اشرفى
ص٢٣٤