تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 219

مساهمون:

ص٢١٩
موضوع له لفظ انسان نيز اجمالا از اين حيث كه معنايش هرچه باشد شامل اين مصداق يعنى « زيد » هم بوده روشن مىشود ولى نهايتا بايد دانست كه به صورت متعيّن و مشخّص ، معنا و موضوع له لفظ انسان روشن نمىشود . 133 - آيا با حمل شايع صناعى مىتوان در موردى موضوع له لفظ را متعيّن كرد و آن در چه موردى است ؟ ( بل قد يستعلم . . . و يعمّه ) ج : مىفرمايد : آرى گاهى مىتوان از حمل شايع صناعى به تعيين و مشخص شدن موضوع لفظ رسيد . مثل وقتى كه معناى لفظى مردّد بين يكى از دو معناى عامّ يا خاصّ باشد . « 1 » مثلا در آيه شريفه كه مىفرمايد :
« فَتَيَمَّمُوا صَعِيداً طَيِّباً » *
معناى لفظ « صعيد » مردّد بين دو معناست . يعنى معنايش يا مطلق زمين بوده كه شامل خاك ، شن ، ماسه و غيره مىشود يا معنايش عبارت از خاك خالص مىباشد . حال مىآئيم يكى از مصاديق مطلق زمين مثلا سنگ را موضوع قرار داده و « صعيد » را حمل برآن كرده ، مىگوئيم : « الحجر صعيد » اگر اين حمل نسبت به « حجر » كه غير از خاك خالص بوده صحيح بود و سلبش يعنى « الحجر ليس بصعيد » صحيح نبود قهرا روشن مىشود كه معناى لفظ « صعيد » مطلق زمين مىباشد . ولى اگر حمل يعنى « الحجر صعيد » صحيح نبود و سلبش « الحجر ليس بصعيد » صحيح بود روشن مىشود كه غير خاك خالص يعنى « حجر » از افراد موضوع له و مصاديق حقيقى لفظ « صعيد » نمىباشد . بنابراين اگر لفظ « صعيد » مستقيما در معناى « حجر » استعمال شود يا در يك معناى كلّى كه شامل حجر هم بشود ، چنين استعمالى مجازى خواهد بود .
هامش
مصداق متعجّب مىباشد . ( 1 ) - يعنى اجمالا معناى لفظ مشخّص است ولى به نحو ترديد بين يكى از چند معنا مىباشد .
نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 219 | حسن سيد اشرفى